ازدواج ایرانی

خرید بک لینک

,[categoriy]

هایمنوپلاستی (ترمیم پرده بکارت) و بررسی آثار حقوقی آن -آکاهایمنوپلاستی (ترمیم پرده بکارت) و بررسی آثار حقوقی آن -آکا

آکاایران: هایمنوپلاستی (ترمیم پرده بکارت) و بررسی آثار حقوقی آن

آکاایران: هاینموپلاستی یا ترمیم بکارت عملی است که توسط پزشک یا ماما انجام می شود

به گزارش آکاایران: هایمنوپلاستی (ترمیم پرده بکارت) و بررسی آثار حقوقی که برای فرد ترمیم کننده و فردی که بکارتش ترمیم شده و زوج زوجه:
هاینموپلاستی یا ترمیم بکارت عملی است که پزشکان در معنای غالب (ماماها و سایر پزشکان نیز می توانند این کار را انجام دهند.) برای ترمیم پرده بکارت دختری که بکارت آن در اثر داشتن ارتباط جنسی با فرد دیگری یا در اثر حوادث دیگر از بین رفته است، می پردازند. در این مقاله سعی شده جواز یا عدم جواز این کار و آثار حقوقی مترتب بر این کار بر افرادی که درگیر این عمل می باشند بررسی شود.
علم پزشکی که رسالت آن درمان و نجات جان انسان ها می باشد، تا زمانی که در راستای هدف خود و اصول اخلاقی حرکت نماید مورد احترام بشریت است. با این حال این علم مقدس مانند هر دانش دیگری زمانی که از رسالت خود دور شد نه تنها خدمتی به نوع بشر ننموده است بلکه زمینه ایجاد معضلاتی را فراهم می نماید که نه تنها از دید اخلاقی مذموم بوده بلکه در مواردی نیزز منع حقوقی را در پی دارد و باعث ایجاد مسئولیت برای پزشکان و بیماران می گردد.( فصلنامه حقوقی- شماره پانزدهم)
یکی از این معضلات ترمیم پرده بکارت توسط پزشکان می باشد که به بررسی حقوقی و فقهی و مسئولیت های ناشی از آن را بررسی خواهیم کرد.


بررسی فقهی (شرع)
جواز: فقها بنا به دلایل زیر جواز ترمیم پرده بکارت را اعلام می نمایند.
قاعده تسلیط، جواز انسان بر تصرف بر بدنش
اصل اباحه
قاعده لاضرر
قاعده عسر و حرج ( عسر و حرج فرد برای حفظ آبرو و حیثیت خانوادگی)


عدم جواز اینکار : بعضی از فقها بنا بر دلایل زیر، عدم جواز ترمیم پرده بکارت را اعلام می نمایند.


حفظ فروج: وجوب پوشاندن اندام جنسی و قرار ندادن آن در معرض دید دیگران از جمله اصول مسلم فقه اسلام می باشد.


قاعده حرمت اعانت بر اثم: اعانت (همکاری) در اثم (گناه) همچون خود گناه حرام می باشد. از آنجا که ترمیم پرده بکارت می تواند زمینه ارتکاب جرایمی همچون رابطه نامشروع را در جامعه فراهم کرده لذا عمل حرامی است چون باعث تدلیس شریک آینده اش می شود.
با وجود دلایلی بر جواز و عدم جواز و ادله ارائه شده از سوی آنان برای نتیجه گیری باید مصالح و مفاسد این کار را بررسی نمود:
مصالح ترمیم
مصلحت حفظ آبرو
مصلحت پیشگیری از انحلال خانواده


مفاسد ترمیم
فریب دادن شوهر
اشاعه فحشا
کشف عورت

با توجه به اینکه مفاسد ترمیم اساسی تر و بیشتر از مصالح ترمیم می باشد، لذا باید به بررسی عنصر روانی ترمیم بپردازیم.
طبق ماده 647 تعزیرات ق.م.ا " چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آنها واقع شود، مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می گردد."

عنصر قانونی این جرم ماده 647 تعزیرات می باشد.

,[categoriy]

ترمیم پرده بکارت فقط در صورتی جائز است که عفت و پاکدامنی دختر خدشه دار نشود

عنصر مادی جرم: فریب دادن می باشد که ترمیم پرده بکارت باید به قصد تدلیس و فریب شوهر انجام گیرد. یعنی زوجه این فریب را انجام دهد. چه با عمل و چه با گفتار. حتی سکوت هم در برخی موارد باعث تدلیس می باشد. به طور مثال خانمی که پرده خود را ترمیم کرده و درباره این مسئله چیزی به همسر خود نمی گوید، همسر او با فرض باکره بودن دختر با او ازدواج می کند. یعنی عقد، مبتنی بر آن می باشد. پس کسی که سکوت می کند مشمول ماده 647 تعزیرات می شود و مخصوص زوجین می باشد نه کسان دیگر از قبیل پدر و مادر.
عنصر روانی: طبق نظر فقها و این ماده، باید عنصر روانی هم موجود باشد. یعنی فرد به قصد فریب دادن همسر خود و تدلیس، این کار را انجام دهد و بخواهد صفت کمال یعنی عفاف و پاکدامنی را در خود نشان دهد. طبق نظر فقها اگر در اثر حوادثی غیر از رابطه نامشروع مثل سقوط از ارتفاع، ورزش و ... پرده از بین برود در واقع به عفاف و پاکدامنی فرد، لطمه وارد نشده و قصد فریب و تدلیس همسر را ندارد. چون وجود پرده بکارت با عفاف و پاکدامنی زوجه ملازمه دارد. بنابراین کسی در غیر از روابط نامشروع پرده خود را از دست بدهد، دارای عنصر روانی نیست.
مسئولیت مدنی زوجه: عدم وجود بکارت در قانون مدنی ذیل تدلیس بررسی می شود نه عیب و فسخ نکاح. تدلیس طبق ماده 438 ق.م " عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود." و طبق ماده 128 ق.م" هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد."


پس برای تدلیس وجود 3 شرط ضروری است:
فریب
جاری شدن صیغه عقد
مخاطب توصیف زوج یا زوجه باشد.( امام خمینی ج 2 )

باید بین فعل خدعه آمیز و انعقاد عقد، رابطه سببیت برقرار شود. یعنی چنانچه فعل صورت نمی گرفت سبب عقد از بین می رفت.( شیخ طوسی، ص 254)
طبق نظر فقها و حقوقدانان و رویه قضایی می توان نتیجه گرفت چنانچه زوجه خود را دارای بکارت ( صفت کمال ) نشان دهد، چه در عقد تصریح شده باشد و چه تصریح نشده باشد، چون در عرف ما خلاف ادب است که باکره بودن دختر تصریح شود ولی فرض بر آن است که باکره می باشد و عقد بر آن اساس واقع می شود، زوج می تواند عقد را فسخ نماید. ( طبق ماده 128 ق.م )
مسئولیت مدنی پزشک ترمیم کننده: بین پزشک که سبب می باشد و بین زوجه که مباشر اصلی، در ق.م.ا قبلی مسئولیت بر عهده مباشر می باشد. اما طبق قانون مجازات اسلامی جدید، تقصیر به نسبت تقسیم می شود. در باب مسئولیت مدنی زوجه قانون مدنی ساکت می باشد و طبق ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل 167 قانون اساسی، باید به فقه مراجعه کرد و طبق فقه، زوج می تواند بابت مهریه به زوجه رجوع نماید و از او بگیرد.
مسئولیت کیفری پزشک ترمیم کننده: در مورد مسئولیت کیفری پزشک یا ماما، ما نص قانونی در مورد عمل ترمیم پرده بکارت نداریم ( برای جرم انگاری ).ولی می توانیم از بند آخر ماده 126 ق.م.ا که بیان می کند معاون جرم کسی است که ارتکاب جرم را برای مباشر تسهیل می نماید، استفاده نمائیم و پزشک را در صورتی که با مباشر ( یعنی زوجه ) وحدت قصد داشته باشند معاون جرم بنماییم. پس 2 فرض متصور می شود:
فرض 1) در زمانی که وحدت قصد بین پزشک ترمیم کننده و زوجه وجود دارد یعنی هر دو قصد تدلیس در نکاح و فریب شوهر. در این صورت پزشک ترمیم کننده معاون جرم محسوب شده و طبق بند (ت ) ماده 127 ق.م.ا به مجازات یک تا دو درجه کمتر از درجه جرم ارتکابی محکوم می شود. درجه جرم ارتکابی برای مباشر درجه 6 می باشد. بنابراین پزشک ترمیم کننده به مجازات درجه 7 یا 8 محکوم می شود.
فرض 2) پزشک اطلاعی ندارد، فی الواقع وحدت قصدی بین پزشک و زوجه وجود نداشته پس معاونت منتفی می باشد. طبق تبصره 126 ق.م.ا باید وحدت قصد وجود داشته باشد. بنابراین در این صورت باید از قوانین کیفری تفسیر مضیق کرد و اصل برائت را نسبت به پزشک جاری نمود.
نتیجه
ترمیم پرده بکارت فقط در صورتی جائز است که عفت و پاکدامنی دختر خدشه دار نشده و در صورت حوادث یا تجاوز به عنف، باکرگی خود را از دست داده باشد. در این صورت جایز می باشد. اما در غیر از این موارد حرام است و باعث اشاعه فحشا و گسترش روابط نامشروع می گردد و در موارد نخست نیز برای جلوگیری از عسر و حرج و بی آبرویی جایز می باشد. عمل هاینموپلاستی هر چند باعث فریب شوهر می شود ولی توسط پزشک و ماما و پزشکان قانونی قابل تشخیص می باشد و با وجود عمل هاینموپلاستی 80% قتل های ناموسی در مصر کاهش یافته است. در باب مسئولیت مدنی نیز پزشک مسئولیتی ندارد اما باعث فسخ نکاح و سقوط مهریه می شود. در باب مسئولیت کیفری نیز در صورتی که شرایط گفته شده جمع شوند، زوجه و پزشک دارای مسئولیت کیفری می شوند.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 401 تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 9:04


,[categoriy]

تاثیرگذارترین لباس در شب سرنوشت ساز -آکاتاثیرگذارترین لباس در شب سرنوشت ساز -آکا

آکاایران: تاثیرگذارترین لباس در شب سرنوشت ساز

آکاایران: لباس شب خواستگاری باید متناسب با جنسیت، سن و اندام شما باشد

به گزارش آکاایران: شب خواستگاری اولین دیدار رسمی شما با خانواده همسر احتمالی تان است. هرچند ظاهر آدم ها الزاما با باطن شان یکی نیست، ولی حتما می تواند تاثیر مثبت یا منفی جدی داشته باشد. بسته به نوع رابطه خانواده ها، حاضرین در جلسه خواستگاری و آشنایی قبلی با خانواده خواستگار حتما نوع پوشش عوض تغییر میکند. منتها چند تا نکته هست که اگر رعایت شان نکنید، ممکن است خاطره بدی برایتان به جا بگذارند، بنابراین در مورد لباس شب خواستگاری توجه به برخی از نکات خیلی مهم و راهگشا خواهد بود.


مدل و رنگ لباسی که برای این شب انتخاب می کنید باید متناسب با جنسیت، سن و اندام شما باشد. سعی کنید در این مراسم از لباس های رسمی، ساده و راحت استفاده کنید. پوشیدن لباس های غیر رسمی و جلف، تنگ و چسبان و… در شب خواستگاری نه تنها شایسته مقام و شأن شما نیست بلکه نگاه خانواده و فرد مقابل را نسبت به شما تغییر می دهد. علاوه بر همه این ها شب خواستگاری استرس و فشار خاص خود را دارد، پس بهتر است با اجتناب از لباس های تنگ و چسبان این استرس و فشار را چند برابر نکنید.


نوع پوشش شما در همچین ملاقاتی به هوش و ذکاوتتان بر می گردد، انتخابی سخت و در عین حال آسان. لباسی که هم زیبایی و آراستگی را به شما هدیه کند و هم نشانگر شخصیت واقعی شما باشد.


حتما دخترانه بپوشید!
آقا پسر باید لباس سنگین و مناسبی بپوشد. توجه به آرایش موی سر برای آقایان نیز در این مراسم مهم است. آقا پسرها باید با آرایشی مناسب از سر بدون بهره از لوازمی چون واکس مو، رنگ مو و … در مقابل خانواده فرد مقابل ظاهر شوند. یادمان باشد که استفاده از برخی از امکانات برای پوشاندن عیوبی چون کم مویی، بی مویی و … نوعی دروغگویی و عدم صداقت به فرد مقابل محسوب می شود.
کت و دامن، شلوار، لباس سرتاسر مشکی، پارچه های گیپور و دانتل یا کار شده اصلا مناسب خواستگاری نیستند. برای خواستگاری، لباس های مثل بلوز و دامن و پیراهن بهترین انتخابند. رنگ ها را هم تا جایی که می شود از رنگ های شاد و روشن انتخاب کنید. قرار است جوانی و دخترانگی تان را نشان بدهید، پس سراغ لباس های زنان جاافتاده یا لباس های مردانه نروید.


حجاب روشن و کم رنگ، اما سفید نه!
اگر حجاب دارید، چه روسری و چه چادر، رنگ روشن را انتخاب کنید. اگر لباس تان خیلی روشن است، می توانید روسری تان را از یک رنگ تند انتخاب کنید. مثلا لباس سفید را با روسری آبی یا صورتی بپوشید. اگر رویش چادر سر می کنید، دوباره چادر را با زمینه سفید بپوشید. چادرهایی با گل های درشت یا چادرهای ساتن و ابریشم مناسب خواستگاری نیستند. یک چادر ساده با طرح های ریز برای شما عروس آینده بهتر است.


هرگز مانتو نپوشید!
اگر می خواهید حجابی در حد مانتو داشته باشید، بروید سراغ تونیک های بلند با دامن.البته سعی کنید لباستان در ناحیه کمر کمی تنگ باشد تا این نوع لباس ها شما را خیلی چاق نشان ندهند، اما بهتر از مانتو هستند. مانتوهای جلوبسته برش دار هم گزینه های خوبی هستند، اما به هیچ عنوان سمت مانتوهای ساده دکمه دار با یقه انگلیسی و جیب نروید. قرار نیست که در یک جلسه اداری شرکت کنید!


رنگ های تند و شلوار جین ممنوع!
پارچه لباس تان باید نخی، حریر، ابریشم یا ساتن باشد. رنگ لباس تان هم نباید فریاد بکشد. نه آبی کاربنی، نه قرمز گوجه ای. گل گلی و شلوغ هم لباس نپوشید. یک پیراهن حریر ساده گلبهی با دامن سفید انتخابی عالی است.


بیشتر از هر چیز خودتان باشید!
کت و دامن، شلوار، لباس سرتاسر مشکی، پارچه های گیپور و دانتل یا کار شده اصلا مناسب خواستگاری نیستند. برای خواستگاری، لباس های مثل بلوز و دامن و پیراهن بهترین انتخابند. رنگ ها را هم تا جایی که می شود از رنگ های شاد و روشن انتخاب کنید. قرار است جوانی و دخترانگی تان را نشان بدهید، پس سراغ لباس های زنان جاافتاده یا لباس های مردانه نروید.
این اولین قاعده ظاهر شما در روز خواستگاری است. اگر اصولا چادری هستید، یکهو کشف حجاب نکنید. اگر هم اصولا حجاب ندارید، صرفا به خاطر کلیشه چادر سفید در شب خواستگاری چادر سر نکنید. اگر اصولا اهل آرایش نیستید، مجبور نیستید قلم مو به دست بگیرید و خودتان را نقاشی کنید. اگر هم همیشه دو سه سانت قطر آرایش روی صورت تان است، همان طوری خودتان را درست کنید.


توجه: گاه برخی از والدین دختر خانم را مجبور می کنند که بر خلاف همیشه در این مراسم چادر سر کنند. اگر شما هم چنین شرایطی دارید حتما در قسمت گفتگو با آقا پسر موضوع را با وی در میان بگذارید و به او بگویید که چادر سر نمی کنید و به اصرار خانواده تان این کار را کرده اید. حتی دقیقاً مشخص نمایید که در خانه و خارج از خانه چه پوششی دارید.


معمولاً دختر خانم ها هم دوست دارند در این شب برای زیبا جلوه کردن مقداری آرایش صورت نمایند. این مسئله نیز از چند باب دارای اشکال می باشد:


بهتر است از همان ابتدا آقا پسر، دختر خانم را آنگونه که هست و با زیبایی های واقعی اش مشاهده نماید. (البته این امر برای دختر خانم نیز صدق می کند. یعنی آقا پسر نیز باید چهره واقعی اش را به دختر خانم نشان دهد.) در این حالت انتخاب دختر و پسر کاملاً آگاهانه و به دور از هرگونه فریب و ریا می باشد و یقیناً موفقیت آمیزتر نیز خواهد بود.


گاه برخی از آرایش برای پنهان کردن برخی از عیوب چهره شان استفاده می کنند که این امر نیز ایراد داشته و باعث فریب فرد مقابل می شود.


و اما آقای داماد
آقا پسر باید لباس سنگین و مناسبی بپوشد. توجه به آرایش موی سر برای آقایان نیز در این مراسم مهم است. آقا پسرها باید با آرایشی مناسب از سر بدون بهره از لوازمی چون واکس مو، رنگ مو و … در مقابل خانواده فرد مقابل ظاهر شوند. یادمان باشد که استفاده از برخی از امکانات برای پوشاندن عیوبی چون کم مویی، بی مویی و … نوعی دروغگویی و عدم صداقت به فرد مقابل محسوب می شود.


ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 224 تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 9:04


,[categoriy]

با میل شدید همسرم به چک کردن موبایل، چه کنم؟ -آکابا میل شدید همسرم به چک کردن موبایل، چه کنم؟ -آکا

آکاایران: با میل شدید همسرم به چک کردن موبایل، چه کنم؟

آکاایران: باید به حریم خصوصی خود و همسر احترام گذاشت از چک کردن موبایل همسر خودداری کرد

به گزارش آکاایران: همسرتان چنان مشتاقانه و پیگیرانه، موبایل خود را چک می کند که با وجود مشاجره و بحث هایی که داشته اید، باز هم تمایل به چک کردن دارد. این کار دلایل متعددی می تواند داشته باشد و گاهی از یک عادت سرچشمه می گیرد. اما چه باید چه باید کرد؟
در زندگی زناشویی مرز و حریم خصوصی در قالب و شکلهای مختلفی وجود دارد. مرز شخصی، مرز زناشویی و مرز در ارتباط با بستگان و دیگران. مرز شخصی، یعنی باید به حریم خصوصی خود و همسر احترام گذاشت از چک کردن و وارسی موبایل، برنامه ریزی کردن ریزترین مسائل همسر خودداری کرد و به حقوق فردی او آگاه بود. انجام چنین فعالیتهای نامناسب در واقع رعایت نکردن حریم شخصی فرد مقابل محسوب می شود.


مرز زناشویی، یعنی زن و شوهر مسائل خصوصی خود را برای دیگران بازگو نکنند و به حریم زناشویی خود احترام بگذارند. مرز در ارتباط با بستگان، یعنی زن و شوهر استقلال خانوادگی خود را در ارتباط با بستگان از بین نبرند و حقوق خانواده را رعایت کنند.


مرزها در زندگی مشترک تا کجا؟
حال از خود سئوال کنید آیا مرزهای زندگی خود و زناشویی تان را رعایت می کنید؟ چک کردن موبایل همسر بدلایل مختلف پیش می آید. به طور مثال ممکن است، تجربه ناخوشایندی مثل خیانت همسر باعث شده شما تمایل به چک کردن موبایل همسر پیدا کنید و از این طریق می خواهید بسیاری از فعالیتهای و گفتگوهای او را زیر نظر داشته باشید. به نظرتان این روش به بهتر شدن ارتباط شما کمک می کند؟


و یا اینکه بدلیل استفاده زیاد همسرتان از موبایل دچار نگرانی شده اید که شاید حادثه ناخواسته ای برای زندگی تان اتفاق بیفتد گفتگوهای دیگران و بیان حوادث این چنینی شما را بیشتر نگران کرده است. آیا نگرانی ها به ارتباط خوب کمک می کند؟


و یا اینکه همسرتان خیلی از مسائل خود را با شما در میان نمی گذارد و از این طریق می خواهید در جریان مسائل زندگی همسر قرار بگیرید. آیا چنین کنجکاوی های فاصله عاطفی ایجاد نمی کند؟


چک کردن یک دل آزردگی!
مهم است بدانید چک کردن موبایل با هر قصد و نیتی که انجام شود، چیزی جز از بین بردن ارتباط خوب را در بر ندارد و تشدید ناراحتی و دل آزردگی ها را بهمراه می آورد. علاوه بر این اگر همسرتان بخواهد چیزی را از شما پنهان کند مسلما نشانه های آنرا را از بین می برد. چنین افرادی طوری عمل می کنند که فرد مقابلشان نتوانند به راحتی به چنین اطلاعات و شواهدی دسترسی پیدا کنند.


بهتر است، با این میل مبارزه کنید، زیرا در بیشتر مواقع چیزی جز دشمنی و خصومت برای خود و اطرافیان ندارد و احساسات و رفتارهای خود را در جهت بهتر کردن ارتباط عاطفی مدیریت کنید و صمیمیت را افزایش دهید این امر سپری مطمئن برای جلوگیری از لغزشهای زن و شوهر است. ارتباط خوب زمینه ساز گفتگوهای خصوصی بیشتری بین زوجین می شود.


می خواهم اعتماد کنم،چگونه؟


*وفادار بمانید
رمز موفقیت و داشتن یک ارتباط خوب زناشویی، اعتماد و وفاداری زن و شوهر است. وفاداری یک مرحله بالاتر از اعتماد است که احترام، توجه و احساس مسئولیت نسبت به یکدیگر را بوجود می آورد. به عبارت دیگر به زن و شوهر کمک می کند تا مرزهای یکدیگر را رعایت کنند.
*توجه به جنبه های منفی چک کردن
حال از خود سئوال کنید، از این طریق می خواهید بسیاری از فعالیتهای و گفتگوهای او را زیر نظر داشته باشید. به نظرتان این روش به بهتر شدن ارتباط شما کمک می کند؟
گاهی بدبینی ، نگرانی و شنیده ها باعث چک کردن می شود و شاید هیچ گونه شواهدی مبنی بر خیانت همسرتان نیست. این عمل ناامنی و دلسردی را در فضای خانه بوجود می آورد و حتی فرد را به سمت خیانت می کشاند. بجای آن به جنبه های مثبت زندگی تان متمرکز شوید و فکر کنید شفافیت، اعتماد، صمیمیت در زندگی تان را چگونه می توانید افزایش دهید. مسلماً وقتی به هر چیزی به دیده بدبینانه و مشکوک نگاه کنید موارد ناراحت کننده پیدا می کنید.
*گفتگو درباره نگرانی ها با همسرعزیز
این گفتگو باید به گونه ای باشد که به یکدیگر آسیب و تهمت نزده و در جهت آرام کردن همدیگر باشد. به بیان دیگر این گفتگو نیازمند مهارت سخنوری(320978) زن و شوهر است که بتواند در زمان کوتاه بدون سرزنش کردن و خصومت احساسات خود را رد و بدل کنند. همچنین باید گفتگو بیشتر با هدف رابطه سازنده و آرامش بخش انجام شود. داشتن آگاهی در مورد احساسات و گفتار متفاوت زن و شوهر لازم است، گفتگو را به مشاجره نکشانید و از کلمات خوشایند و رفتار های صمیمانه خود را در حین گفتگو حفظ کنید.
*یک چاردیواری شاد
داشتن فعالیتهای و برنامه های شاد در فضای خانه امنیت عاطفی زوج را فراهم می کند. به طور کلی تصمیم بگیرید چگونه می خواهید احساسات و رفتارهای خود را به طور منطقی مدیریت کنید تا نتایج خوبی را در زندگی تان بدست آورید و نتایج خوب مستلزم تلاش، برنامه ریزی و آگاهی است.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 220 تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 9:04

به گزارش آکاایران: ما انسان هستیم و خطا کردن جزئی از وجود ماست. در این مقاله به شما کمک میکنیم که چطور در موقعیتهای احساسی عملکرد بهتری از خود نشان دهید و بتوانید گلیمتان را از آب بیرون بکشید. این امر گاهی اوقات خیلی آسان است و با کنار گذاشتن گوشی تلفن همراه محقق میشود. میتوانیم تمام روز را درمورد شگفتیهای پیامک صحبت کنیم، اما اغلب این خود پیام کوتاه است که میتواند پیامدهای ناخوشایندی بهدنبال داشته باشد.

شما نمیتوانید برای غیبت در جلسه امتحان ریاضی دانشگاه از طریق ایمیل عذرخواهی کنید، ترک شغل بهصورت تلفنی صورت خوشی ندارد، پدربزرگ و مادربزرگها از کارتپستالهایی که گهگاه برایشان میفرستید، خوشحال میشوند، اما بیشتر دوست دارند هرازگاهی به آنها سر بزنید تا درباره همه چیز با شما صحبت کنند. با خواندن این مطلب میتوانید در موقعیتهای حساس بهترین تصمیم ممکن را بگیرید.

در موقعیت عاطفی پیامک نزنید

براساس یک قاعده کلی، ارسال پیام کوتاه درمورد مسائل عاطفی دشوار است. اما چرا؟ به گفته کریستین بایرون، محقق رشته مدیریت در دانشگاه سیراکیوز، انسانها بهطور طبیعی پیامها و ایمیلهای دریافتی مبهم خود را با نگاهی بدبینانه میخوانند. براساس مطالعه بایرون، فرد در این شرایط از پیام مثبتی که قرار بود منتقل شود، غافل میشود. در اینجا به یک نکته باید توجه کرد و آن این است که پیامهای کوتاه خود را تا حد امکان رک و بیپرده ارسال کنید. اما حقیقت چیز دیگری است؛ وقتی پای احساسات بهمیان میآید، رعایت این نکته واقعا سخت خواهد بود! بهعنوان مثال، فرض کنید خبر فوت پدر یا مادر دوستتان به شما رسیده است.
غریزه به شما میگوید هرچه سریعتر با او تماس بگیرید. اما به محض اینکه کمی فکر میکنید، میگویید شاید او در موقعیت مناسبی نباشد و نتواند صحبت کند. افراد در این شرایط معمولا درگیر تماسهای تلفنی و شنیدن زنگ در هستند، بنابراین شاید بهترین کاری که میتوان کرد این است که کمی به او فرصت بدهید، اما باید به طریقی به او نشان دهید که به فکرش هستید. پس چه کار باید کرد؟ مطمئنا نمیخواهید به او پیام بدهید که: «هی، رفیق، متاسفم که مادرت مُرد.»
بهتر است در پیامتان برایش توضیح دهید که میدانید فرستادن پیام در چنین شرایطی کاملا ناکافی است و در اولین فرصتی که او هم آمادگیاش را داشته باشد، حتما در کنارش خواهید بود، درضمن در چنین شرایطی به هیچ عنوان از کلمات مخفف و شکلکها استفاده نکنید.

بعد از دعوا پیامک بازی ممنوع!
با همسرتان دعوا کردهاید؟ برای درست کردن اوضاع از پیامک استفاده نکنید! ارسال پیامک در این شرایط تنها باعث خرابتر شدن اوضاع میشود. بهعلاوه، او یک نسخه کتبی از گفتههای شما خواهد داشت. از این رو، باید انتظار داشته باشید که بارها حرفهایتان را به خودتان تحویل دهد، اما چطور میتوانید از پیام کوتاه بهنفع خودتان استفاده کنید؟ کمی فکر کنید؛ ارسال یک پیامک بیروح برای نشان دادن اینکه همه چیز تحت کنترلتان است، ممکن است بد تعبیر شود.
بهتر است از متن زیر استفاده کنید؛ «برای حرف زدن آماده نیستم. اجازه بده کمی فکر کنم تا دیرتر حرف بزنیم.» به این ترتیب، متهم نمیشوید که او را نادیده گرفتهاید. همچنین حرفی نمیزنید که بعدها از گفتنش پشیمان شوید. وقتی حرف بزنید که آرام، معقول و منطقی باشید، در این شرایط میتوانید بر حرفهایتان کنترل کامل داشته باشید.

,آشتی بعد از دعوا,مشاوره زناشویی,مشاوره خانواده,[categoriy]

افراط نکنید!

گیر کردن در ورطه پیامهای کوتاه به تلفن همراه همسرتان، آسان است. اگر همینطور ادامه دهید، ارتباط مستقیم جای خود را به پیامکها خواهند داد. در این شرایط، ممکن است کمتر به دیدن هم بروید، چون فکر میکنید دائما در کنار هم هستید. با اینکه ارسال پیام کوتاه تا حد زیادی باعث نزدیکی بیشتر میشود، افراط در ارسال پیام کوتاه میتواند مشکلاتی به بار آورد. لری شید و جاناتان سندبرگ، از دانشگاه بریگهام یانگ دریافتند که ارسال پیامکهای زیاد از حد، به نارضایتی در رابطه منجر میشود، بنابراین اگر روز و شب به همدیگر پیامک میزنید، بهتر است کمی دست نگه دارید.

در موقعیت مرگ و زندگی زنگ بزنید لطفا!
هرگز در موقعیتهای مرگ و زندگی پیامک نزنید؛ تماس بگیرید! اگر تصادف کردهاید، از پیامک برای درخواست کمک استفاده نکنید. ممکن است دریافتکننده پیام فکر کند شوخی کردهاید. بهطور کلی ۹۰درصد از پیامکها در ۳دقیقه نخست پس از دریافت خوانده میشوند؛ اما چه میشود اگر پیام اضطراری شما جزء آن ۱۰درصد باقی مانده باشد؟ بنابراین، در شرایط اضطراری هرگز از پیامک استفاده نکنید. اما اگر در یک موقعیت اضطراری با کسی تماس گرفتید و پاسخ نداد، بهتر است پیامک بزنید و از ایمیل صوتی استفاده نکنید. ممکن است افراد ایمیل صوتی خود را تا چندین روز چک نکنند.

صادق باشید
همه ما از پشت صفحه نمایش گوشی پیامک میزنیم، اما این به آن معنا نیست که از گوشی بهعنوان یک سپر استفاده کنیم. پیامک صادقانهترین نوع ارتباط است. اغلب افراد در پیامکهایشان صادقتر از یک ارتباط واقعی هستند. اما ممکن است این صداقت همان چیزی نباشد که انتظارش را دارید.
وقتی از پیام کوتاه استفاده میکنید، میتوانید حرفهایی بزنید که هرگز در یک ارتباط واقعی فکرش را هم نکردهاید. حتی ممکن است بعضا به کسی توهین کنید، حرفی را از روی بیفکری بزنید یا اینکه شخصیت واقعیتان را از دید دیگران پنهان نگه دارید؛ چون فکر میکنید که اینطور بیشتر در امان هستید.

از این تکنیک کمک بگیرید
دکتر مونیکا مور، روانشناس دانشگاه وبستر در سنت لوئیس معتقد است که تماس چشمی در دیدارهای دوستانه از اهمیت ویژهای برخوردار است. اینکه وقتی با دیگران هستید، دائما سرتان توی صفحه گوشی باشد، بهنوعی نشانه بیادبی است. وقتی با کسی هستید، صددرصد حواستان را به او اختصاص دهید. با این کار، نه تنها شخصیت خود را نشان میدهید، بلکه دیگران را هم به خود علاقهمند میکنید. توصیه ما این است که تا حد امکان گوشی تلفن همراهتان را حتی روی میز نگذارید.
آن را در جیبتان بگذارید و برای چک کردن به دستشویی بروید. اگر پیامی که منتظرش هستید خیلی مهم است و باید بلافاصله پاسخ بدهید، حتما پیش از دست گرفتن تلفن، از طرف مقابلتان مودبانه عذرخواهی کنید و با یک توضیح کوتاه او را از اهمیت موضوع باخبر کنید.

,آشتی بعد از دعوا,مشاوره زناشویی,مشاوره خانواده,[categoriy]

چطور پیامک رسمی بدهیم؟
آگاهی از نحوه ارسال پیامک در محیط کاری میتواند دشوار باشد. اگر برای ارسال یک پیامک کاری از همان اصول ارسال پیامکهای شخصی استفاده کنید، ممکن است غیرحرفهای بهنظر برسید همچنین این احتمال وجود دارد که از اهمیت پیامتان کاسته شود. بهتر است ریسکهای موجود را درک کنید، قواعد را یاد بگیرید و مثل یک قهرمان بازی کنید، چون اگر از ارسال پیامکهای کاری اجتناب کنید، از شانس پیشرفت در زندگی شغلی و حرفهای خود باز خواهید ماند. بررسیهای انجام شده در سال۲۰۱۵ نشان داد که ۸۰درصد از متخصصان کسبوکار بهصورت روزانه پیامک میفرستند. این درحالی است که ۱۵درصد از این افراد میگفتند بیش از نیمی از پیامهای کوتاهشان صرفا با اهداف کاری ارسال شده است.
از این رو، مشخص شد که اکثر مردم با مقاصد کاری به ارسال پیامک میپردازند. پیام کوتاه میتواند باعث افزایش صمیمیت در محیط کسبوکار شود. بهعنوان مثال، اگر یکی از اعضای ارشد یک کار بزرگ انجام داده است، ارسال پیامک برای تقدیر و تشکر از تلاشهای او میتواند ارزشمند باشد. همچنین، اگر میخواهید سطح اعتماد بین خود و مشتریانتان را افزایش دهید، میتوانید از پیامک استفاده کنید. این کار پردههای بین شخصیت حرفهای و شخصیت خصوصی شما را بر میاندازد و شخصیت حقیقی شما را آنطور که خارج از محیط کسبوکار دیده میشود، به دیگران نشان میدهد.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 243 تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 7:08

به گزارش آکاایران: هنرمندان بهدلیل شهرت و محبوبیت خود ازجمله افراد تاثیرگذار در جامعه هستند که کوچکترین رفتارشان موردتوجه قرار میگیرد. شاید طلاق و جدایی بازیگران هم از آن دست موضوعاتی باشد که بسیاری از ما با شنیدن آن، هم ناراحت میشویم و هم کنجکاو که واقعا چرا؟

چرا یک زوج هنرمند (حداقل یکی از طرفین هنرمند هستند) بعد از مدتی از هم جدا میشوند؟ آیا واقعا میزان طلاق در هنرمندان بیشتر از سایر افراد است یا نه یا اینکه میگویند تجربه یک زندگی عاشقانه و آرام برای هنرمندان ساده نیست درست است یا نه؟ برای یافتن پاسخ این سوالات با دکتر عباس رمضانی فرانی، روانشناس و عضو هیات علمی انستیتو روانپزشکی تهران و دکتر شهرام اسلامی، روانشناس و مشاور برنامههای صداوسیما به گفتوگو نشستیم. اگر میخواهید با یک هنرمند زندگی کنید یا کنجکاو هستید راجع به آسیبشناسی طلاق هنرمندان بیشتر بدانید، این گزارش را بخوانید.


تفکری که غلط از آب درآمد
دکتر عباس رمضانی فرانی درباره آمار طلاق بین هنرمندان میگوید: بهطور کلی متاسفانه میزان طلاق در کشور ما افزایش یافته که این افزایش در شهرهای بزرگ و صنعتی هم بیش از شهرهای کوچک است. طلاق از آن دست آسیبهایی است که علل و عوامل مختلفی میتواند در آن دخیل باشد. بهتبع همین عوامل بیشمار، باید آموزشهای مختلفی را هم برای پیشگیری از طلاق و حفظ زندگی خانوادگی آموخت. اما آنچه در این پرونده مدنظر قرار دارد طلاق بین یکی از اقشار جامعه، یعنی هنرمندان است.
آمار دقیق یا تحقیق واحدی درباره میزان طلاق بین هنرمندان وجود ندارد که بتوان برمبنای آن نظر داد و مشخص کرد که آیا طلاق بین هنرمندان بیش از سایر مردم است یا نه. اما چیزی که وجود دارد این است که هنرمندان بهدلیل شغل، شهرت و محبوبیت خود بیش از دیگران درمعرض دید و توجه عموم هستند؛ بنابراین طلاق یک زوج هنرمند بیش از دیگران به چشم میآید. این موضوع فقط برای ازدواج و طلاق نیست؛ بیماری، فرزنددار شدن، رفتن به خارج از کشور و... هم بین هنرمندان بیشتر دیده میشود. اساسا مردم بهدنبال فهمیدن زندگی هنرمندان هستند و مثلا خبر جراحی یک هنرمند به سرعت در جامعه پخش میشود. این است که نمیتوان با قطعیت گفت این میزان از طلاق بین هنرمندان بیش از سایر افراد جامعه است یا نه.

نمیتوان برای هنرمندان نسخه نوشت

دکتر رمضانی فرانی در ادامه درباره علل مختلف جدایی زوجهای هنرمند میگوید: عوامل زیادی برای جدایی بین افراد هنرمند میتوان عنوان کرد. بسیاری از هنرمندان ممکن است مثل افراد دیگر دلایل خاص خود را برای جدایی از همسرشان داشته باشند و نمیتوان برای همه یک نسخه واحد پیچید. ممکن است یک هنرمند هم بهدلیل عدم تفاهم، عدم درک متقابل، سردی عاطفی و... از همسر خود جدا شود. اما چیزی که وجود دارد این است که برای یک هنرمند مسائل بیشتری وجود دارد. مثلا یک هنرمند روابط اجتماعی گستردهای دارد، باید در بعضی محافل شرکت کند، در خیابان او را میشناسند، مرز زندگی خصوصیاش کمرنگتر است و... همه اینها میتواند بهعنوان عوامل تاثیرگذار درنظر گرفته شود. این موضوع هم بهعنوان پیشفرض وجود دارد که تمام این مسائل بر زندگی خانوادگی تاثیرگذار خواهد بود.

چرا طلاق؟

دکتر اسلامی در این باره میگوید: هنرمندان کار خود را خیلی دوست دارند، این حرفه به زمان زیادی نیاز دارد، علاقه هم باعث میشود که زمان بیشتری برای آن صرف کنند، درنتیجه میزان زمانی که یک هنرمند برای حرفه و شغل خود صرف میکند بیشتر از وقتی است که با خانواده و همسر خود میگذراند. همین موضوع آغاز نارضایتی همسران هنرمندان است. این احساس در همسر به وجود میآید که چون وقت بیشتری برای کار اختصاص مییابد، پس آنقدری که باید مرا دوست ندارد.
وقتی این موضوع مطرح میشود، کسی که هنرمند است عنوان میکند که وقتی همسرش همه چیز را میداند نباید اعتراضی وجود داشته باشد. همینها سرآغاز بسیاری از آسیبها و دلسردیهاست. از طرفی اگر خانم، هنرمند باشد، مسائل مربوط به تعصبات مردانه بیشتر میشود و این آسیبها هم بیشتر میشود. این قضیه زمانی پررنگتر میشود که خانم از همکاران غیرهمجنس خود تمجید کند. آنوقت است که مرد برای اثبات خود، حفظ زندگی، حفظ همسر و روابط خود دچار استرس میشود.

شاید دورکاری مقصر است!
دکتر اسلامی توضیح میدهد: کسی که بازیگر است ممکن است چند ماه شبانهروز سرکار باشد، سفر داشته باشد و... بعد از این ممکن است ماهها بیکار باشد و در خانه بماند. هردوی این شرایط آسیبزاست. یعنی هم زمانی که فرد دائم سرکار است خلأ به وجود میآید و زن و شوهر زمان مناسبی کنار هم نیستند و ممکن است دلسردی ایجاد شود، هم زمانی که در خانه هستند ممکن است خسته و کلافه شوند و بحث و درگیری بهوجود آید. همین عدم تنظیم زمانی میتواند مشکلات زیادی را بهوجود آورد که وقتی فرزندانی هم در میان باشند کار سختتر میشود.

هواداران دردسرساز

دکتر اسلامی به هواداران هم اشاره میکند و میگوید: هنرمندان بهتبع شهرت و محبوبیت خود هوادارانی از هر دو جنس دارند. بارها دیدهایم که از سمت افراد غیر همجنس یک هنرمند در فضای مجازی، در اینترنت یا حتی تلفن شخصی پیامهای محبتآمیز زیادی ارسال میشود. این چیزی است که نمیتوان انکار کرد. اما درمورد هواداران یک هنرمند میتوان گفت که آنچه میتواند در زندگی شخصی و خانوادگی اختلال ایجاد کند نوع پاسخ آن هنرمند نسبت به این ابراز محبتهاست.
یک خانم و یک آقای بالغ متوجه میشود که این پیامها از سمت دیگران است و به همسر هنرمندش ارتباطی ندارد و نمیتواند جلوی آنها را بگیرد. اما پاسخی که آن هنرمند در برابر پیامها ارسال میکند مهم است و میتواند آغاز یک اختلاف بزرگ باشد.

,ازدواج با یک هنرمند,مشاوره ازدواج,بایدها و نباید های ازدواج,[categoriy]

اگر یک پیام محبتآمیز از طرف یک فرد ارسال میشود نیازی به پاسخ نیست، حتی اگر پاسخ در جهت پند و اندرز آن شخص باشد. یک هنرمند باید نسبت به رفتار و حرفهای خود بسیار دقیق و سنجیده عمل کند و بداند که هر چیزی ممکن است باعث ایجاد اختلاف شود.
تنها روش درست برخورد با چنین مسائلی این است که آن هنرمند در فضای مجازی یا تلفن شخصی به کسی که پیام نامربوط فرستاده بگوید که به دلیل این پیام نامربوط و غیراخلاقی شما را کلا بلاک میکنم. در این صورت دیگران هم متوجه میشوند که او شوخیبردار نیست و باید حواسشان باشد.

این خانم/آقا در شأن من نیست!

دکتر شهرام اسلامی توضیح میدهد: یکی دیگر از مسائل زمانی رخ میدهد که شهرت یک هنرمند بعد از ازدواج اتفاق بیفتد. در چنین وضعیتی ممکن است هنرمند تصور کند این خانم یا آقا(همسرش)، حالا که من به شهرت رسیدهام و با وضعیت کنونیام، در شأن همسری من نیست. من که مشهور هستم، میتوانم همسر بهتری داشته باشم و... من معتقدم اینها بهدلیل رفتارهای غلط همسران نسبت به یکدیگر است. زوجی که رفتار درستی نسبت به یکدیگر داشته باشند اصلا وارد چنین ماجراهایی نمیشوند.
یک مثال میزنم. میگویند خانم باید خود را زیبا کند تا آقا عاشق شود؛ من میگویم آقایی که عاشق باشد همسر خود را زیبا میبیند. با استفاده از خلاقیت در عشق یا حتی فانتزیها میتوان شوق رابطه و تازگی عشق را حفظ کرد. ما فقط یاد گرفتهایم باید ابراز عشق کرد اما خلاقیت را یاد نگرفتهایم. میتوانیم «دوستت دارم» را به شکلهای متنوع و خلاقانهای ابراز کنیم.

دو پادشاه در یک اقلیم

دکتر شهرام اسلامی معتقد است: یکی از شرایط دیگر بین هنرمندان زمانی است که هر دو نفر یک ازدواج هنرمند باشند. چنین وضعیتی هم مزایا و هم معایب خاص خود را دارد. وقتی دو نفر همکار باشند، مسلما شرایط کاری یکدیگر را دیدهاند، مشکلات این حوزه را میدانند، درک بیشتری نسبت به وضعیت کاری یکدیگر دارند و... این زوج میدانند که ممکن است چه اتفاقات، حواشی و مشکلات مختلفی را داشته باشند.

,ازدواج با یک هنرمند,مشاوره ازدواج,بایدها و نباید های ازدواج,[categoriy]

بهعلاوه شیوه مناسب رفتار با مردم را هم بهتر میدانند و درک میکنند. اما در عین حال مشکلات یک زوج هنرمند بیشتر هم خواهد بود. در شرایطی که یکی از زوجین هنرمند است، وقتی هنرمند از کار فارغ میشود، میتواند در کنار همسرش باشد؛ اما وقتی هر دو هنرمند باشند بینظمی در زمان، بیشتر میشود. زمان فراغت آقا، خانم سرکار است و برعکس. این است که ندیدنها، کم وقت گذاشتنها و... بیشتر میشود. بهعلاوه حاشیهها اینبار دونفر را درگیر میکند؛ زمانی برای حاشیههای آقا و زمانی برای حاشیههای خانم. بهعلاوه دو هنرمند که عاشق شغلشان هستند شاید کمی خودخواهتر باشند و مسائل دیگری بهوجود آید.
یک موضوع دیگر هم در این میان وجود دارد و آن رقابت و حس برتریجویی است. دو نفر همکار رقابت بیشتری با هم خواهند داشت و هرکدام میخواهد اثبات کند که کارش بهتر است. بهعلاوه دخالت در انتخابها و کار یکدیگر را هم اضافه کنید که میتواند اختلافاتی را ایجاد کند. البته تمام اینها که گفتیم مسائلی است که ممکن است وجود داشته باشد و الزامی نیست. بهعلاوه برخی از این مسائل میتواند با برخورد درست، موجب پیشرفت افراد و تحکیم روابطشان هم شود. بنابراین هیچ کدام از این مسائل مطلق و الزامی نیست.

پای حاشیههای دردسرساز وسط است
دکتر اسلامی میگوید: مشکلات و حاشیههای پیرامون هنرمندان در کل شباهت زیادی به هم دارد، اما این موضوع در فرهنگهای مختلف متفاوت است. شاید در غرب وجود هواداران جنس مخالف مشکل عمدهای محسوب نشود یا مثلا رفتوآمدهای زیاد خانم هنرمند برای همسرش مشکل چندانی ایجاد نکند و... اما در کشور ما موضوع متفاوت است. در کشورهای غربی، دست دادن با افراد جنس مخالف پذیرفته شده است اما اینجا عرف و قوانین و مذهب چنین اجازهای نمیدهد. بهعلاوه حاشیههایی که درباره هنرمندان به وجود میآید و مردم نسبت به آنها واکنش نشان میدهند هم مسلما در کشورهای مختلف متفاوت است. بنابراین اگرچه ذات حرفه هنر یکی است و مشکلات خاص خود را دارد اما ممکن است با توجه به فرهنگ، مشکلات متفاوتی بروز یابد.

شهرت جدا، وظیفه جدا

دکتر رمضانی به تفکیک شغل از زندگی اشاره میکند و میگوید: بین هنرمندان هم اینطور نیست که بگوییم همه فلان ویژگی را دارند یا همه آنها به فلان موضوع اهمیتی نمیدهند و... بههرحال هنرمندان هم هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند و باید مطابق این ویژگیهای خاص نظر داد. اما چیزی که اهمیت دارد این است که هنرمند بتواند تا حد امکان شغل و حرفه خود را از زندگی شخصی خود جدا کند.
چنین فردی باید بداند که بههرحال همسر یک آقا یا خانم است و این چیزی ورای محبوبیت اجتماعیاش است. باید بداند بهعنوان همسر یا پدر چه وظایفی دارد و در این مورد نباید شهرت و محبوبیت خود را وارد کند. همیشه میگویند باید مشکلات را پشت در گذاشت، درباره هنرمندان میتوان گفت یک هنرمند باید شهرت خود را پشت در خانه بگذارد و مثل یک همسر واقعی وارد خانه شود.

,ازدواج با یک هنرمند,مشاوره ازدواج,بایدها و نباید های ازدواج,[categoriy]

اگر میخواهید با یک هنرمند ازدواج کنید

دکتر رمضانی به کسانی که قصد دارند با هنرمندان ازدواج کنند، میگوید: یکی از نکاتی که درباره زندگی با یک فرد هنرمند وجود دارد این است که فردی که میخواهد با یک هنرمند پیمان ازدواج ببندد باید بهطور مشخص این حرفه و شغل را بشناسد. این فرد باید بداند که یک هنرمند زندگی خاص و ویژگیهای خاص خود را دارد، یک هنرمند ممکن است ساعات نامشخصی سرکار باشد، دیر به خانه برگردد، سفرهای شهرستان یا حتی خارج از کشور داشته باشد، هواداران زیاد و مسلما از جنس مخالف خواهد داشت، ممکن است نتواند مانند یک شخص عادی در جامعه حاضر شود و... همه اینها جزء مواردی است که توصیه میکنیم یک نفر قبل از ازدواج با هنرمند، بداند و با در نظر گرفتن همه شرایط، همه امتیازات و مشکلات بتواند تصمیم بگیرد که چنین شرایطی را میپذیرد و میخواهد با چنین شخصی ازدواج کند یا خیر. مسلما وقتی شرایط برای افراد مشخص و شفاف باشد بهتر میتوانند آینده خود را ترسیم کرده و آن را بپذیرند. بهعلاوه بعد از ازدواج هم همسر یک فرد مشهور باید بپذیرد که شرایط همسرش به عنوان یک هنرمند چیست و بتواند مسائل را برای خود تحلیل کند.
دکتر اسلامی هم در این باره معتقد است: کسی که میخواهد با یک بازیگر ازدواج کند باید بداند که از بسیاری از محاسن زندگی عادی محروم است. اگر یک زن و شوهر در یک رستوران میتوانند بهراحتی صحبت کنند، یک زوج هنرمند چنین امکانی را ندارند. اگر یک زن و شوهر عادی میتوانند هرشب همدیگر را ببینند، یک زوج هنرمند چنین امکانی را ندارند و... رفتار هنرمندان زیر ذرهبین است و باید اینها را دانست و بعد تصمیم گرفت. بهعلاوه کسی که قصد ازدواج با یک بازیگر را دارد اول باید به خودباوری و اعتماد به نفس رسیده باشد که بداند هیچکس دیگری نمیتواند جای او را بگیرد. چنین کسی باید با سیل عظیم هواداران خصوصا از جنس مخالف روبهرو شود و ببیند آیا میتواند این را بپذیرد یا نه.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 230 تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 7:08

به گزارش آکاایران: خیانت گاه تردیدهایی را در زنان درباره خودشان به وجود می آورد.

گاه این سوال برای زنان مطرح می شود که آیا قیافه و یا اندام بد من موجب بروز خیانت در زندگی و رابطه مشترکمان شده است؟ در کدام بخش کم کاری کرده ام که مستحق چنین رفتاری بوده ام؟ برای بررسی مسئله خیانت این سوالات مطرح است که چه عواملی موجب بروز چنین شرایطی شده است و تداوم این وضعیت چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟

نتایج برخی پژوهش ها حاکی از آن است که 40 درصد مردان در طول زندگی مشترک به همسران خود خیانت می کنند. برخی صاحب نظران حوزه روان شناسی عواملی مانند عدم تامین نیازهای احساسی، عاطفی یا جنسی و ... را زمینه ساز خیانت مردان می دانند. نتایج برخی از پژوهش ها نیز حاکی از آن است که 48 درصد مردان عدم رضایت احساسی خود را عامل مهم در خیانت می دانند اما سوال اساسی این است که آیا همه مردان در صورت عدم تامین نیازهای عاطفی یا جنسی دست به خیانت می زنند؟

برخی صاحب نظران نیز خیانت مردان را به نوع طلبی ربط می دهند و باورشان بر این است که تنوع طلبی و روابط متعدد خصلتی مردانه و طبیعی است اما واقعیت امر این است که چنین موضوعی نمی تواند منشأ علمی داشته باشد. اگر چنین است پس باید همه مردان به دلیل خصلت تنوع طلبی دست به خیانت بزنند. از سوی دیگر برخی تحقیقات اخیر خلاف این موضوع را تایید می کند که بر اساس آن تنوع طلبی در زنان بیش از مردان است.
اگرچه عوامل درونی و بیرونی ذکر شده در بروز خیانت بی تاثیر نیست ولی به جرأت می توان گفت مهمترین عامل در قوام و دوام خیانت از سوی مردان، زنان سطح0ی نگر هستند. زنان درگیر در خیانت را می توان به دو گروه تقسیم کرد؛ زنانی که به آنان خیانت شده است و زنانی که مردان را در قوام و دوام خیانت همراهی می کنند.
زنان گروه اول که مورد خیانت واقع شده اند هنگام مواجه با موضوع اعتماد به نفس شان به شدت کاهش پیدا می کند به طوری که اغلب آنان به مقایسه خود با رقیب پرداخته و تمام تلاش شان را برای افزایش جذابیت های ظاهری به کار برده و حتی گاه خود را کاملا شبیه رقیب شان می کنند.
این گروه از زنان باید توجه کنند که بر اساس نتایج تحقیقات تنها 12 درصد مردان خائن بر این باورند که معشوقه شان جذاب تر از همسرشان است. به نظر می رسد این سطحی نگری ریشه یابی و علت یابی مسئله را دشوار می کند و مانع توفیق زنان در بازسازی و نوسازی رابطه شان است. در چنین شرایطی بهتر است زنان در جستجوی پاسخ به چند سوال باشند: اگر اندام و ظاهر بد من موجب خیانت همسرم شده است چرا او این موضوع را با من در میان نگذاشته و به دنبال راه حلی برای برطرف کردن این ضعف نبودهاست؟ اگر قصد نقض عهد و پیمان مشترک مان را دارد چرا نمی تواند در این باره گفتگو کند؟ آیا همه مردان در صورت مواجهه با مشکل در رابطه شان راه خیانت را در پیش می گیرند؟ پاسخ به این سوالات گام موثری در مواجهه با مسئله خیانت است.
چرا که اولا روشن می کند مرد خائن مهارت گفتگو، راه حل یابی و حل مسئله را ندارد. این مرد نیاز به آموزش و درمان تحت نظر متخصص مجرب دارد. از همه مهم تر چنین نگاهی به موضوع مانع از این می شود تا زنانی که توسط مردان خائن آسیب دیده اند در اقدامی تلافی جویانه دست به خیانت بزنند و تبدیل به زنان آسیب زا شوند.
زنان گروه دوم مردان را در خیانت همراهی می کنند، در چنین شرایطی اعتماد به نفس آنان بالا می رود و تصور می کنند که برتری های قابل توجهی به ویژه از نظر ظاهر نسبت به همسران مردان خائن دارند اما این امر ناشی از سطحی نگری آنان به مسئله پیچیده خیانت است چرا که مطالعات حاکی از آن است که مردان خائن معمولا رابطه خوبی با مادرشان در دوران کودکی نداشته اند. برخی از آنان خودشیفته بوده یا اعتماد به نفس شان پایین است. در اغلب موارد پنهان کاری جزو اصول زندگی آنان است. همچنین برخی آمارها نشان می دهد 66 درصد از مردان خائن از عمل خود بعد از مدتی پشیمان و یا برخی از آنان بعد از مدتی وارد رابطه جدید می شوند.
بنابراین بهتر است از وارد شدن با شور و شعف در چنین رابطه ناسالم و ناپایداری پرهیز شود چرا که قرار گرفتن در چنین رابطه ای موجب آسیب دیدگی و آسیب زایی برای آنان است به ویژه زنانی که خود محصول خیانت مردان هستند، ورودشان به چنین رابطه ای بسیار مخرب و ویرانگر خواهد بود.
به طور کلی می توان گفت خیانت زیر پا گذاشتن تعهد و پیمان بین دو نفر است و در واقع عملی غیراخلاقی است که می تواند پیامدهای نامطلوب فردی و اجتماعی به دنبال داشته باشد. فقدان آمارهای رسمی و مطالعات پژوهشی منسجم، نشان از اهمیت توجه به موضوع دارد.

,خیانت در مردان,علل خیانت مردان,دلایل خیانت مردان,[categoriy]

بنابراین بررسی های روان شناختی و جامعه شناختی موضوع خیانت با تاکید بر «زنان آسیب پذیر و آسیب زا» ضروری به نظر می رسد. در این میان نقش عوامل ساختاری و قانونی در مواجهه با مسئله بسیار حائز اهمیت است چرا که قانون می تواند نقش بازدارنده در این زمینه داشته باشد.
مثلا در برخی کشورها خیانت عملی مجرمانه است و حتی برای آن مجازات سنگینی در نظر گرفته شده است. همچنین ایجاد و تقویت سازمان های غیر دولتی برای بالا بردن سطح دانش، آگاهی و توان افزایی زنان برای مواجهه با مسئله خیانت و همچنین آموزش و بازسازی مردان خائن موثر است.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 223 تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 7:07

به گزارش آکاایران: ما انسان هستیم و خطا کردن جزئی از وجود ماست. در این مقاله به شما کمک میکنیم که چطور در موقعیتهای احساسی عملکرد بهتری از خود نشان دهید و بتوانید گلیمتان را از آب بیرون بکشید. این امر گاهی اوقات خیلی آسان است و با کنار گذاشتن گوشی تلفن همراه محقق میشود. میتوانیم تمام روز را درمورد شگفتیهای پیامک صحبت کنیم، اما اغلب این خود پیام کوتاه است که میتواند پیامدهای ناخوشایندی بهدنبال داشته باشد.

شما نمیتوانید برای غیبت در جلسه امتحان ریاضی دانشگاه از طریق ایمیل عذرخواهی کنید، ترک شغل بهصورت تلفنی صورت خوشی ندارد، پدربزرگ و مادربزرگها از کارتپستالهایی که گهگاه برایشان میفرستید، خوشحال میشوند، اما بیشتر دوست دارند هرازگاهی به آنها سر بزنید تا درباره همه چیز با شما صحبت کنند. با خواندن این مطلب میتوانید در موقعیتهای حساس بهترین تصمیم ممکن را بگیرید.

در موقعیت عاطفی پیامک نزنید

براساس یک قاعده کلی، ارسال پیام کوتاه درمورد مسائل عاطفی دشوار است. اما چرا؟ به گفته کریستین بایرون، محقق رشته مدیریت در دانشگاه سیراکیوز، انسانها بهطور طبیعی پیامها و ایمیلهای دریافتی مبهم خود را با نگاهی بدبینانه میخوانند. براساس مطالعه بایرون، فرد در این شرایط از پیام مثبتی که قرار بود منتقل شود، غافل میشود. در اینجا به یک نکته باید توجه کرد و آن این است که پیامهای کوتاه خود را تا حد امکان رک و بیپرده ارسال کنید. اما حقیقت چیز دیگری است؛ وقتی پای احساسات بهمیان میآید، رعایت این نکته واقعا سخت خواهد بود! بهعنوان مثال، فرض کنید خبر فوت پدر یا مادر دوستتان به شما رسیده است.
غریزه به شما میگوید هرچه سریعتر با او تماس بگیرید. اما به محض اینکه کمی فکر میکنید، میگویید شاید او در موقعیت مناسبی نباشد و نتواند صحبت کند. افراد در این شرایط معمولا درگیر تماسهای تلفنی و شنیدن زنگ در هستند، بنابراین شاید بهترین کاری که میتوان کرد این است که کمی به او فرصت بدهید، اما باید به طریقی به او نشان دهید که به فکرش هستید. پس چه کار باید کرد؟ مطمئنا نمیخواهید به او پیام بدهید که: «هی، رفیق، متاسفم که مادرت مُرد.»
بهتر است در پیامتان برایش توضیح دهید که میدانید فرستادن پیام در چنین شرایطی کاملا ناکافی است و در اولین فرصتی که او هم آمادگیاش را داشته باشد، حتما در کنارش خواهید بود، درضمن در چنین شرایطی به هیچ عنوان از کلمات مخفف و شکلکها استفاده نکنید.

بعد از دعوا پیامک بازی ممنوع!
با همسرتان دعوا کردهاید؟ برای درست کردن اوضاع از پیامک استفاده نکنید! ارسال پیامک در این شرایط تنها باعث خرابتر شدن اوضاع میشود. بهعلاوه، او یک نسخه کتبی از گفتههای شما خواهد داشت. از این رو، باید انتظار داشته باشید که بارها حرفهایتان را به خودتان تحویل دهد، اما چطور میتوانید از پیام کوتاه بهنفع خودتان استفاده کنید؟ کمی فکر کنید؛ ارسال یک پیامک بیروح برای نشان دادن اینکه همه چیز تحت کنترلتان است، ممکن است بد تعبیر شود.
بهتر است از متن زیر استفاده کنید؛ «برای حرف زدن آماده نیستم. اجازه بده کمی فکر کنم تا دیرتر حرف بزنیم.» به این ترتیب، متهم نمیشوید که او را نادیده گرفتهاید. همچنین حرفی نمیزنید که بعدها از گفتنش پشیمان شوید. وقتی حرف بزنید که آرام، معقول و منطقی باشید، در این شرایط میتوانید بر حرفهایتان کنترل کامل داشته باشید.

,آشتی بعد از دعوا,مشاوره زناشویی,مشاوره خانواده,[categoriy]

افراط نکنید!

گیر کردن در ورطه پیامهای کوتاه به تلفن همراه همسرتان، آسان است. اگر همینطور ادامه دهید، ارتباط مستقیم جای خود را به پیامکها خواهند داد. در این شرایط، ممکن است کمتر به دیدن هم بروید، چون فکر میکنید دائما در کنار هم هستید. با اینکه ارسال پیام کوتاه تا حد زیادی باعث نزدیکی بیشتر میشود، افراط در ارسال پیام کوتاه میتواند مشکلاتی به بار آورد. لری شید و جاناتان سندبرگ، از دانشگاه بریگهام یانگ دریافتند که ارسال پیامکهای زیاد از حد، به نارضایتی در رابطه منجر میشود، بنابراین اگر روز و شب به همدیگر پیامک میزنید، بهتر است کمی دست نگه دارید.

در موقعیت مرگ و زندگی زنگ بزنید لطفا!
هرگز در موقعیتهای مرگ و زندگی پیامک نزنید؛ تماس بگیرید! اگر تصادف کردهاید، از پیامک برای درخواست کمک استفاده نکنید. ممکن است دریافتکننده پیام فکر کند شوخی کردهاید. بهطور کلی ۹۰درصد از پیامکها در ۳دقیقه نخست پس از دریافت خوانده میشوند؛ اما چه میشود اگر پیام اضطراری شما جزء آن ۱۰درصد باقی مانده باشد؟ بنابراین، در شرایط اضطراری هرگز از پیامک استفاده نکنید. اما اگر در یک موقعیت اضطراری با کسی تماس گرفتید و پاسخ نداد، بهتر است پیامک بزنید و از ایمیل صوتی استفاده نکنید. ممکن است افراد ایمیل صوتی خود را تا چندین روز چک نکنند.

صادق باشید
همه ما از پشت صفحه نمایش گوشی پیامک میزنیم، اما این به آن معنا نیست که از گوشی بهعنوان یک سپر استفاده کنیم. پیامک صادقانهترین نوع ارتباط است. اغلب افراد در پیامکهایشان صادقتر از یک ارتباط واقعی هستند. اما ممکن است این صداقت همان چیزی نباشد که انتظارش را دارید.
وقتی از پیام کوتاه استفاده میکنید، میتوانید حرفهایی بزنید که هرگز در یک ارتباط واقعی فکرش را هم نکردهاید. حتی ممکن است بعضا به کسی توهین کنید، حرفی را از روی بیفکری بزنید یا اینکه شخصیت واقعیتان را از دید دیگران پنهان نگه دارید؛ چون فکر میکنید که اینطور بیشتر در امان هستید.

از این تکنیک کمک بگیرید
دکتر مونیکا مور، روانشناس دانشگاه وبستر در سنت لوئیس معتقد است که تماس چشمی در دیدارهای دوستانه از اهمیت ویژهای برخوردار است. اینکه وقتی با دیگران هستید، دائما سرتان توی صفحه گوشی باشد، بهنوعی نشانه بیادبی است. وقتی با کسی هستید، صددرصد حواستان را به او اختصاص دهید. با این کار، نه تنها شخصیت خود را نشان میدهید، بلکه دیگران را هم به خود علاقهمند میکنید. توصیه ما این است که تا حد امکان گوشی تلفن همراهتان را حتی روی میز نگذارید.
آن را در جیبتان بگذارید و برای چک کردن به دستشویی بروید. اگر پیامی که منتظرش هستید خیلی مهم است و باید بلافاصله پاسخ بدهید، حتما پیش از دست گرفتن تلفن، از طرف مقابلتان مودبانه عذرخواهی کنید و با یک توضیح کوتاه او را از اهمیت موضوع باخبر کنید.

,آشتی بعد از دعوا,مشاوره زناشویی,مشاوره خانواده,[categoriy]

چطور پیامک رسمی بدهیم؟
آگاهی از نحوه ارسال پیامک در محیط کاری میتواند دشوار باشد. اگر برای ارسال یک پیامک کاری از همان اصول ارسال پیامکهای شخصی استفاده کنید، ممکن است غیرحرفهای بهنظر برسید همچنین این احتمال وجود دارد که از اهمیت پیامتان کاسته شود. بهتر است ریسکهای موجود را درک کنید، قواعد را یاد بگیرید و مثل یک قهرمان بازی کنید، چون اگر از ارسال پیامکهای کاری اجتناب کنید، از شانس پیشرفت در زندگی شغلی و حرفهای خود باز خواهید ماند. بررسیهای انجام شده در سال۲۰۱۵ نشان داد که ۸۰درصد از متخصصان کسبوکار بهصورت روزانه پیامک میفرستند. این درحالی است که ۱۵درصد از این افراد میگفتند بیش از نیمی از پیامهای کوتاهشان صرفا با اهداف کاری ارسال شده است.
از این رو، مشخص شد که اکثر مردم با مقاصد کاری به ارسال پیامک میپردازند. پیام کوتاه میتواند باعث افزایش صمیمیت در محیط کسبوکار شود. بهعنوان مثال، اگر یکی از اعضای ارشد یک کار بزرگ انجام داده است، ارسال پیامک برای تقدیر و تشکر از تلاشهای او میتواند ارزشمند باشد. همچنین، اگر میخواهید سطح اعتماد بین خود و مشتریانتان را افزایش دهید، میتوانید از پیامک استفاده کنید. این کار پردههای بین شخصیت حرفهای و شخصیت خصوصی شما را بر میاندازد و شخصیت حقیقی شما را آنطور که خارج از محیط کسبوکار دیده میشود، به دیگران نشان میدهد.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 226 تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 19:35

به گزارش آکاایران: هنرمندان بهدلیل شهرت و محبوبیت خود ازجمله افراد تاثیرگذار در جامعه هستند که کوچکترین رفتارشان موردتوجه قرار میگیرد. شاید طلاق و جدایی بازیگران هم از آن دست موضوعاتی باشد که بسیاری از ما با شنیدن آن، هم ناراحت میشویم و هم کنجکاو که واقعا چرا؟

چرا یک زوج هنرمند (حداقل یکی از طرفین هنرمند هستند) بعد از مدتی از هم جدا میشوند؟ آیا واقعا میزان طلاق در هنرمندان بیشتر از سایر افراد است یا نه یا اینکه میگویند تجربه یک زندگی عاشقانه و آرام برای هنرمندان ساده نیست درست است یا نه؟ برای یافتن پاسخ این سوالات با دکتر عباس رمضانی فرانی، روانشناس و عضو هیات علمی انستیتو روانپزشکی تهران و دکتر شهرام اسلامی، روانشناس و مشاور برنامههای صداوسیما به گفتوگو نشستیم. اگر میخواهید با یک هنرمند زندگی کنید یا کنجکاو هستید راجع به آسیبشناسی طلاق هنرمندان بیشتر بدانید، این گزارش را بخوانید.


تفکری که غلط از آب درآمد
دکتر عباس رمضانی فرانی درباره آمار طلاق بین هنرمندان میگوید: بهطور کلی متاسفانه میزان طلاق در کشور ما افزایش یافته که این افزایش در شهرهای بزرگ و صنعتی هم بیش از شهرهای کوچک است. طلاق از آن دست آسیبهایی است که علل و عوامل مختلفی میتواند در آن دخیل باشد. بهتبع همین عوامل بیشمار، باید آموزشهای مختلفی را هم برای پیشگیری از طلاق و حفظ زندگی خانوادگی آموخت. اما آنچه در این پرونده مدنظر قرار دارد طلاق بین یکی از اقشار جامعه، یعنی هنرمندان است.
آمار دقیق یا تحقیق واحدی درباره میزان طلاق بین هنرمندان وجود ندارد که بتوان برمبنای آن نظر داد و مشخص کرد که آیا طلاق بین هنرمندان بیش از سایر مردم است یا نه. اما چیزی که وجود دارد این است که هنرمندان بهدلیل شغل، شهرت و محبوبیت خود بیش از دیگران درمعرض دید و توجه عموم هستند؛ بنابراین طلاق یک زوج هنرمند بیش از دیگران به چشم میآید. این موضوع فقط برای ازدواج و طلاق نیست؛ بیماری، فرزنددار شدن، رفتن به خارج از کشور و... هم بین هنرمندان بیشتر دیده میشود. اساسا مردم بهدنبال فهمیدن زندگی هنرمندان هستند و مثلا خبر جراحی یک هنرمند به سرعت در جامعه پخش میشود. این است که نمیتوان با قطعیت گفت این میزان از طلاق بین هنرمندان بیش از سایر افراد جامعه است یا نه.

نمیتوان برای هنرمندان نسخه نوشت

دکتر رمضانی فرانی در ادامه درباره علل مختلف جدایی زوجهای هنرمند میگوید: عوامل زیادی برای جدایی بین افراد هنرمند میتوان عنوان کرد. بسیاری از هنرمندان ممکن است مثل افراد دیگر دلایل خاص خود را برای جدایی از همسرشان داشته باشند و نمیتوان برای همه یک نسخه واحد پیچید. ممکن است یک هنرمند هم بهدلیل عدم تفاهم، عدم درک متقابل، سردی عاطفی و... از همسر خود جدا شود. اما چیزی که وجود دارد این است که برای یک هنرمند مسائل بیشتری وجود دارد. مثلا یک هنرمند روابط اجتماعی گستردهای دارد، باید در بعضی محافل شرکت کند، در خیابان او را میشناسند، مرز زندگی خصوصیاش کمرنگتر است و... همه اینها میتواند بهعنوان عوامل تاثیرگذار درنظر گرفته شود. این موضوع هم بهعنوان پیشفرض وجود دارد که تمام این مسائل بر زندگی خانوادگی تاثیرگذار خواهد بود.

چرا طلاق؟

دکتر اسلامی در این باره میگوید: هنرمندان کار خود را خیلی دوست دارند، این حرفه به زمان زیادی نیاز دارد، علاقه هم باعث میشود که زمان بیشتری برای آن صرف کنند، درنتیجه میزان زمانی که یک هنرمند برای حرفه و شغل خود صرف میکند بیشتر از وقتی است که با خانواده و همسر خود میگذراند. همین موضوع آغاز نارضایتی همسران هنرمندان است. این احساس در همسر به وجود میآید که چون وقت بیشتری برای کار اختصاص مییابد، پس آنقدری که باید مرا دوست ندارد.
وقتی این موضوع مطرح میشود، کسی که هنرمند است عنوان میکند که وقتی همسرش همه چیز را میداند نباید اعتراضی وجود داشته باشد. همینها سرآغاز بسیاری از آسیبها و دلسردیهاست. از طرفی اگر خانم، هنرمند باشد، مسائل مربوط به تعصبات مردانه بیشتر میشود و این آسیبها هم بیشتر میشود. این قضیه زمانی پررنگتر میشود که خانم از همکاران غیرهمجنس خود تمجید کند. آنوقت است که مرد برای اثبات خود، حفظ زندگی، حفظ همسر و روابط خود دچار استرس میشود.

شاید دورکاری مقصر است!
دکتر اسلامی توضیح میدهد: کسی که بازیگر است ممکن است چند ماه شبانهروز سرکار باشد، سفر داشته باشد و... بعد از این ممکن است ماهها بیکار باشد و در خانه بماند. هردوی این شرایط آسیبزاست. یعنی هم زمانی که فرد دائم سرکار است خلأ به وجود میآید و زن و شوهر زمان مناسبی کنار هم نیستند و ممکن است دلسردی ایجاد شود، هم زمانی که در خانه هستند ممکن است خسته و کلافه شوند و بحث و درگیری بهوجود آید. همین عدم تنظیم زمانی میتواند مشکلات زیادی را بهوجود آورد که وقتی فرزندانی هم در میان باشند کار سختتر میشود.

هواداران دردسرساز

دکتر اسلامی به هواداران هم اشاره میکند و میگوید: هنرمندان بهتبع شهرت و محبوبیت خود هوادارانی از هر دو جنس دارند. بارها دیدهایم که از سمت افراد غیر همجنس یک هنرمند در فضای مجازی، در اینترنت یا حتی تلفن شخصی پیامهای محبتآمیز زیادی ارسال میشود. این چیزی است که نمیتوان انکار کرد. اما درمورد هواداران یک هنرمند میتوان گفت که آنچه میتواند در زندگی شخصی و خانوادگی اختلال ایجاد کند نوع پاسخ آن هنرمند نسبت به این ابراز محبتهاست.
یک خانم و یک آقای بالغ متوجه میشود که این پیامها از سمت دیگران است و به همسر هنرمندش ارتباطی ندارد و نمیتواند جلوی آنها را بگیرد. اما پاسخی که آن هنرمند در برابر پیامها ارسال میکند مهم است و میتواند آغاز یک اختلاف بزرگ باشد.

,ازدواج با یک هنرمند,مشاوره ازدواج,بایدها و نباید های ازدواج,[categoriy]

اگر یک پیام محبتآمیز از طرف یک فرد ارسال میشود نیازی به پاسخ نیست، حتی اگر پاسخ در جهت پند و اندرز آن شخص باشد. یک هنرمند باید نسبت به رفتار و حرفهای خود بسیار دقیق و سنجیده عمل کند و بداند که هر چیزی ممکن است باعث ایجاد اختلاف شود.
تنها روش درست برخورد با چنین مسائلی این است که آن هنرمند در فضای مجازی یا تلفن شخصی به کسی که پیام نامربوط فرستاده بگوید که به دلیل این پیام نامربوط و غیراخلاقی شما را کلا بلاک میکنم. در این صورت دیگران هم متوجه میشوند که او شوخیبردار نیست و باید حواسشان باشد.

این خانم/آقا در شأن من نیست!

دکتر شهرام اسلامی توضیح میدهد: یکی دیگر از مسائل زمانی رخ میدهد که شهرت یک هنرمند بعد از ازدواج اتفاق بیفتد. در چنین وضعیتی ممکن است هنرمند تصور کند این خانم یا آقا(همسرش)، حالا که من به شهرت رسیدهام و با وضعیت کنونیام، در شأن همسری من نیست. من که مشهور هستم، میتوانم همسر بهتری داشته باشم و... من معتقدم اینها بهدلیل رفتارهای غلط همسران نسبت به یکدیگر است. زوجی که رفتار درستی نسبت به یکدیگر داشته باشند اصلا وارد چنین ماجراهایی نمیشوند.
یک مثال میزنم. میگویند خانم باید خود را زیبا کند تا آقا عاشق شود؛ من میگویم آقایی که عاشق باشد همسر خود را زیبا میبیند. با استفاده از خلاقیت در عشق یا حتی فانتزیها میتوان شوق رابطه و تازگی عشق را حفظ کرد. ما فقط یاد گرفتهایم باید ابراز عشق کرد اما خلاقیت را یاد نگرفتهایم. میتوانیم «دوستت دارم» را به شکلهای متنوع و خلاقانهای ابراز کنیم.

دو پادشاه در یک اقلیم

دکتر شهرام اسلامی معتقد است: یکی از شرایط دیگر بین هنرمندان زمانی است که هر دو نفر یک ازدواج هنرمند باشند. چنین وضعیتی هم مزایا و هم معایب خاص خود را دارد. وقتی دو نفر همکار باشند، مسلما شرایط کاری یکدیگر را دیدهاند، مشکلات این حوزه را میدانند، درک بیشتری نسبت به وضعیت کاری یکدیگر دارند و... این زوج میدانند که ممکن است چه اتفاقات، حواشی و مشکلات مختلفی را داشته باشند.

,ازدواج با یک هنرمند,مشاوره ازدواج,بایدها و نباید های ازدواج,[categoriy]

بهعلاوه شیوه مناسب رفتار با مردم را هم بهتر میدانند و درک میکنند. اما در عین حال مشکلات یک زوج هنرمند بیشتر هم خواهد بود. در شرایطی که یکی از زوجین هنرمند است، وقتی هنرمند از کار فارغ میشود، میتواند در کنار همسرش باشد؛ اما وقتی هر دو هنرمند باشند بینظمی در زمان، بیشتر میشود. زمان فراغت آقا، خانم سرکار است و برعکس. این است که ندیدنها، کم وقت گذاشتنها و... بیشتر میشود. بهعلاوه حاشیهها اینبار دونفر را درگیر میکند؛ زمانی برای حاشیههای آقا و زمانی برای حاشیههای خانم. بهعلاوه دو هنرمند که عاشق شغلشان هستند شاید کمی خودخواهتر باشند و مسائل دیگری بهوجود آید.
یک موضوع دیگر هم در این میان وجود دارد و آن رقابت و حس برتریجویی است. دو نفر همکار رقابت بیشتری با هم خواهند داشت و هرکدام میخواهد اثبات کند که کارش بهتر است. بهعلاوه دخالت در انتخابها و کار یکدیگر را هم اضافه کنید که میتواند اختلافاتی را ایجاد کند. البته تمام اینها که گفتیم مسائلی است که ممکن است وجود داشته باشد و الزامی نیست. بهعلاوه برخی از این مسائل میتواند با برخورد درست، موجب پیشرفت افراد و تحکیم روابطشان هم شود. بنابراین هیچ کدام از این مسائل مطلق و الزامی نیست.

پای حاشیههای دردسرساز وسط است
دکتر اسلامی میگوید: مشکلات و حاشیههای پیرامون هنرمندان در کل شباهت زیادی به هم دارد، اما این موضوع در فرهنگهای مختلف متفاوت است. شاید در غرب وجود هواداران جنس مخالف مشکل عمدهای محسوب نشود یا مثلا رفتوآمدهای زیاد خانم هنرمند برای همسرش مشکل چندانی ایجاد نکند و... اما در کشور ما موضوع متفاوت است. در کشورهای غربی، دست دادن با افراد جنس مخالف پذیرفته شده است اما اینجا عرف و قوانین و مذهب چنین اجازهای نمیدهد. بهعلاوه حاشیههایی که درباره هنرمندان به وجود میآید و مردم نسبت به آنها واکنش نشان میدهند هم مسلما در کشورهای مختلف متفاوت است. بنابراین اگرچه ذات حرفه هنر یکی است و مشکلات خاص خود را دارد اما ممکن است با توجه به فرهنگ، مشکلات متفاوتی بروز یابد.

شهرت جدا، وظیفه جدا

دکتر رمضانی به تفکیک شغل از زندگی اشاره میکند و میگوید: بین هنرمندان هم اینطور نیست که بگوییم همه فلان ویژگی را دارند یا همه آنها به فلان موضوع اهمیتی نمیدهند و... بههرحال هنرمندان هم هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند و باید مطابق این ویژگیهای خاص نظر داد. اما چیزی که اهمیت دارد این است که هنرمند بتواند تا حد امکان شغل و حرفه خود را از زندگی شخصی خود جدا کند.
چنین فردی باید بداند که بههرحال همسر یک آقا یا خانم است و این چیزی ورای محبوبیت اجتماعیاش است. باید بداند بهعنوان همسر یا پدر چه وظایفی دارد و در این مورد نباید شهرت و محبوبیت خود را وارد کند. همیشه میگویند باید مشکلات را پشت در گذاشت، درباره هنرمندان میتوان گفت یک هنرمند باید شهرت خود را پشت در خانه بگذارد و مثل یک همسر واقعی وارد خانه شود.

,ازدواج با یک هنرمند,مشاوره ازدواج,بایدها و نباید های ازدواج,[categoriy]

اگر میخواهید با یک هنرمند ازدواج کنید

دکتر رمضانی به کسانی که قصد دارند با هنرمندان ازدواج کنند، میگوید: یکی از نکاتی که درباره زندگی با یک فرد هنرمند وجود دارد این است که فردی که میخواهد با یک هنرمند پیمان ازدواج ببندد باید بهطور مشخص این حرفه و شغل را بشناسد. این فرد باید بداند که یک هنرمند زندگی خاص و ویژگیهای خاص خود را دارد، یک هنرمند ممکن است ساعات نامشخصی سرکار باشد، دیر به خانه برگردد، سفرهای شهرستان یا حتی خارج از کشور داشته باشد، هواداران زیاد و مسلما از جنس مخالف خواهد داشت، ممکن است نتواند مانند یک شخص عادی در جامعه حاضر شود و... همه اینها جزء مواردی است که توصیه میکنیم یک نفر قبل از ازدواج با هنرمند، بداند و با در نظر گرفتن همه شرایط، همه امتیازات و مشکلات بتواند تصمیم بگیرد که چنین شرایطی را میپذیرد و میخواهد با چنین شخصی ازدواج کند یا خیر. مسلما وقتی شرایط برای افراد مشخص و شفاف باشد بهتر میتوانند آینده خود را ترسیم کرده و آن را بپذیرند. بهعلاوه بعد از ازدواج هم همسر یک فرد مشهور باید بپذیرد که شرایط همسرش به عنوان یک هنرمند چیست و بتواند مسائل را برای خود تحلیل کند.
دکتر اسلامی هم در این باره معتقد است: کسی که میخواهد با یک بازیگر ازدواج کند باید بداند که از بسیاری از محاسن زندگی عادی محروم است. اگر یک زن و شوهر در یک رستوران میتوانند بهراحتی صحبت کنند، یک زوج هنرمند چنین امکانی را ندارند. اگر یک زن و شوهر عادی میتوانند هرشب همدیگر را ببینند، یک زوج هنرمند چنین امکانی را ندارند و... رفتار هنرمندان زیر ذرهبین است و باید اینها را دانست و بعد تصمیم گرفت. بهعلاوه کسی که قصد ازدواج با یک بازیگر را دارد اول باید به خودباوری و اعتماد به نفس رسیده باشد که بداند هیچکس دیگری نمیتواند جای او را بگیرد. چنین کسی باید با سیل عظیم هواداران خصوصا از جنس مخالف روبهرو شود و ببیند آیا میتواند این را بپذیرد یا نه.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 209 تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 19:35

به گزارش آکاایران: خیانت گاه تردیدهایی را در زنان درباره خودشان به وجود می آورد.

گاه این سوال برای زنان مطرح می شود که آیا قیافه و یا اندام بد من موجب بروز خیانت در زندگی و رابطه مشترکمان شده است؟ در کدام بخش کم کاری کرده ام که مستحق چنین رفتاری بوده ام؟ برای بررسی مسئله خیانت این سوالات مطرح است که چه عواملی موجب بروز چنین شرایطی شده است و تداوم این وضعیت چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟

نتایج برخی پژوهش ها حاکی از آن است که 40 درصد مردان در طول زندگی مشترک به همسران خود خیانت می کنند. برخی صاحب نظران حوزه روان شناسی عواملی مانند عدم تامین نیازهای احساسی، عاطفی یا جنسی و ... را زمینه ساز خیانت مردان می دانند. نتایج برخی از پژوهش ها نیز حاکی از آن است که 48 درصد مردان عدم رضایت احساسی خود را عامل مهم در خیانت می دانند اما سوال اساسی این است که آیا همه مردان در صورت عدم تامین نیازهای عاطفی یا جنسی دست به خیانت می زنند؟

برخی صاحب نظران نیز خیانت مردان را به نوع طلبی ربط می دهند و باورشان بر این است که تنوع طلبی و روابط متعدد خصلتی مردانه و طبیعی است اما واقعیت امر این است که چنین موضوعی نمی تواند منشأ علمی داشته باشد. اگر چنین است پس باید همه مردان به دلیل خصلت تنوع طلبی دست به خیانت بزنند. از سوی دیگر برخی تحقیقات اخیر خلاف این موضوع را تایید می کند که بر اساس آن تنوع طلبی در زنان بیش از مردان است.
اگرچه عوامل درونی و بیرونی ذکر شده در بروز خیانت بی تاثیر نیست ولی به جرأت می توان گفت مهمترین عامل در قوام و دوام خیانت از سوی مردان، زنان سطح0ی نگر هستند. زنان درگیر در خیانت را می توان به دو گروه تقسیم کرد؛ زنانی که به آنان خیانت شده است و زنانی که مردان را در قوام و دوام خیانت همراهی می کنند.
زنان گروه اول که مورد خیانت واقع شده اند هنگام مواجه با موضوع اعتماد به نفس شان به شدت کاهش پیدا می کند به طوری که اغلب آنان به مقایسه خود با رقیب پرداخته و تمام تلاش شان را برای افزایش جذابیت های ظاهری به کار برده و حتی گاه خود را کاملا شبیه رقیب شان می کنند.
این گروه از زنان باید توجه کنند که بر اساس نتایج تحقیقات تنها 12 درصد مردان خائن بر این باورند که معشوقه شان جذاب تر از همسرشان است. به نظر می رسد این سطحی نگری ریشه یابی و علت یابی مسئله را دشوار می کند و مانع توفیق زنان در بازسازی و نوسازی رابطه شان است. در چنین شرایطی بهتر است زنان در جستجوی پاسخ به چند سوال باشند: اگر اندام و ظاهر بد من موجب خیانت همسرم شده است چرا او این موضوع را با من در میان نگذاشته و به دنبال راه حلی برای برطرف کردن این ضعف نبودهاست؟ اگر قصد نقض عهد و پیمان مشترک مان را دارد چرا نمی تواند در این باره گفتگو کند؟ آیا همه مردان در صورت مواجهه با مشکل در رابطه شان راه خیانت را در پیش می گیرند؟ پاسخ به این سوالات گام موثری در مواجهه با مسئله خیانت است.
چرا که اولا روشن می کند مرد خائن مهارت گفتگو، راه حل یابی و حل مسئله را ندارد. این مرد نیاز به آموزش و درمان تحت نظر متخصص مجرب دارد. از همه مهم تر چنین نگاهی به موضوع مانع از این می شود تا زنانی که توسط مردان خائن آسیب دیده اند در اقدامی تلافی جویانه دست به خیانت بزنند و تبدیل به زنان آسیب زا شوند.
زنان گروه دوم مردان را در خیانت همراهی می کنند، در چنین شرایطی اعتماد به نفس آنان بالا می رود و تصور می کنند که برتری های قابل توجهی به ویژه از نظر ظاهر نسبت به همسران مردان خائن دارند اما این امر ناشی از سطحی نگری آنان به مسئله پیچیده خیانت است چرا که مطالعات حاکی از آن است که مردان خائن معمولا رابطه خوبی با مادرشان در دوران کودکی نداشته اند. برخی از آنان خودشیفته بوده یا اعتماد به نفس شان پایین است. در اغلب موارد پنهان کاری جزو اصول زندگی آنان است. همچنین برخی آمارها نشان می دهد 66 درصد از مردان خائن از عمل خود بعد از مدتی پشیمان و یا برخی از آنان بعد از مدتی وارد رابطه جدید می شوند.
بنابراین بهتر است از وارد شدن با شور و شعف در چنین رابطه ناسالم و ناپایداری پرهیز شود چرا که قرار گرفتن در چنین رابطه ای موجب آسیب دیدگی و آسیب زایی برای آنان است به ویژه زنانی که خود محصول خیانت مردان هستند، ورودشان به چنین رابطه ای بسیار مخرب و ویرانگر خواهد بود.
به طور کلی می توان گفت خیانت زیر پا گذاشتن تعهد و پیمان بین دو نفر است و در واقع عملی غیراخلاقی است که می تواند پیامدهای نامطلوب فردی و اجتماعی به دنبال داشته باشد. فقدان آمارهای رسمی و مطالعات پژوهشی منسجم، نشان از اهمیت توجه به موضوع دارد.

,خیانت در مردان,علل خیانت مردان,دلایل خیانت مردان,[categoriy]

بنابراین بررسی های روان شناختی و جامعه شناختی موضوع خیانت با تاکید بر «زنان آسیب پذیر و آسیب زا» ضروری به نظر می رسد. در این میان نقش عوامل ساختاری و قانونی در مواجهه با مسئله بسیار حائز اهمیت است چرا که قانون می تواند نقش بازدارنده در این زمینه داشته باشد.
مثلا در برخی کشورها خیانت عملی مجرمانه است و حتی برای آن مجازات سنگینی در نظر گرفته شده است. همچنین ایجاد و تقویت سازمان های غیر دولتی برای بالا بردن سطح دانش، آگاهی و توان افزایی زنان برای مواجهه با مسئله خیانت و همچنین آموزش و بازسازی مردان خائن موثر است.

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 198 تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 19:35

1395/04/30


,[categoriy]

آیا ازدواج خوب است!؟ -آکاآیا ازدواج خوب است!؟ -آکا

آکاایران: آیا ازدواج خوب است!؟

آکاایران: ازدواج یک راه حل است برای حل مسایل و مشکلاتی که قبل از ازدواج وجود دارند

به گزارش آکاایران: هر اتفاق تکراری در زندگی، به خصوص اتفاقاتی که روی ضرورت رخ دادنشان توافق های جمعی وجود دارد، بدون هیچ شک و تردیدی برای حل یک یا چند مشکل به وجود می آیند...
ازدواج هم جزو یکی از این اتفاق هایی است که تمام نسل های بشر در سراسر جهان روی ضرورت رخ دادن آن به توافق رسیده اند.
به زبان خیلی ساده ازدواج یک راه حل است برای حل مسایل و مشکلاتی که قبل از ازدواج وجود دارند و بعد از ازدواج قرار است حل و رفع شوند و یا کم رنگ گردند.
این که ازدواج چیز خوبی است یا نه، یک سوال فرعی است. در واقع تمرکز روی خوب یا بد بودن ازدواج خیلی مواقع آن جنبه راه حل گرایانه این پیوند مقدس را ضعیف می کند و به یک قضاوت ساده و پیش پا افتاده خوب یا بد تبدیل می کند.
وقتی کسی سوال می کند ازدواج خوب است یا نه، در حقیقت به طور غیرمستقیم می پرسد ازدواج چه فایده ای برای من دارد؟ چه مشکلاتی از مسایل زندگی مرا حل می کند و آیا در بهبود شرایط روانی و ذهنی و جسمی من موثر است یا نه؟
بیایید ما هم از این فرصت استفاده کنیم و کمی از این زاویه یعنی از پنجره راه حل گرایانه به ازدواج نگاه کنیم. بیایید با هم روی این موضوع تامل کنیم که این اتفاق بزرگ در زندگی قرار است چه مسایل و مشکلاتی را از پیش روی ما بردارد.
مشکلی به نام تنهایی
ازدواج یک اتفاق دونفره است. دو نفری که باید از دو جنس مخالف باشند. دو جنسی که با هم تفاوت های ذاتی و طبیعی داشته باشند. دو نفری که به خاطر تفاوت فطری وجودشان قادر باشند که از دو پنجره مختلف به زندگی نگاه کنند. دو نفری که برخلاف توهمی که شایع شده از یک جنس نباشند و از یک پنجره به زندگی نگاه نکنند. بلکه دو شخصیت کاملا متفاوت باشند که به یک سمت و راستا نگاه کنند. نگاه به یک هدف از حداقل دو زاویه متفاوت. این تفاوت و تمایز ذاتی هم در طبیعت و هم در شیوه نگاه باعث می شود که مشکلی به نام تنهایی به یک باره بعد از ازدواج محو و ناپدید شود. شما وقتی در یک اتاق یا در یک کاخ یا در یک سیاره تک و تنها نشسته اید ممکن است احساس تنهایی کنید. اما اگر یک موجود دیگر با تفاوت های اساسی کنار شما بنشیند و به شما بگوید که می توان از پنجره متفاوتی همین اتاق و کاخ و سیاره را به گونه دیگری دید، شما دیگر تنها نیستید. به زبان خیلی ساده همه چیزهایی که تنهایی شما را شکل می دهد ناگهان از تنها بودن می افتند و چند تا می شوند و این امر باعث می شود که دو نفر در یک اتاق یا یک کلبه سال های کنار هم باشند بدون این که احساس تنهایی آنها را آزار دهد.
برعکس وقتی یکی از آن دو نفر اصرار داشته باشد که نفر دیگر را حتما شبیه خودش کند، فاجعه ای بدتر از تنهایی رخ می دهد. این که آدم در اتاق و کلبه خودش تنها باشد یک موضوع است، اما این که کسی را به زور در کلبه ای غریبه و بیگانه با طبیعتش زندانی کنند و بگویند حتما باید از این پنجره طلوع و غروب خورشید را نظاره گر باشد، این تنهایی دیگر از جنسی مرگبار و کشنده است که فرار از آن گاهی ارزشمندترین کاری است که انسان به نظرش می رسد.
بله ازدواج می تواند تنهایی انسان را برطرف کند. به شرطی که تفاوت های زوج و شریکی که قرار است شریک تنهایی مان شود را بپذیریم و نگاه متفاوت او به زندگی را ارج نهیم و اصراری نداشته باشیم که او را با خودمان هم نگاه سازیم.
وقتی این اتفاق می افتد، هر وقت احساس تنهایی می کنیم کافی است کنار جفت خود برویم و از او بخواهیم با نگاه متفاوتش به دنیا برایمان در مورد زندگی صحبت کند. او دنیایی را که می بیند و با دنیای ما حتما متفاوت است، تفسیر می کند و ما جریان گرم دیگر تنها نبودن را در وجودمان احساس می کنیم.
*از سوی دیگر خیلی از آدم ها وقتی برای مدت زیادی تنها هستند، بدون فکر و تامل، برای خلاصی از این تنهایی طاقت فرسا، به اولین مورد ازدواجی که سر راهشان سبز می شود جواب مثبت می دهند. اسم این حالت "تله تنهایی" است که باید بی نهایت مواظب آن بود.
اما در مجموع، اگر قرار است ازدواج راه حلی برای رفع تنهایی ما، و نه تنهاتر ساختن ما باشد، این خودش یک دلیل عالی برای استقبال از اتفاق ازدواج است.
مساله ای به نام رشد
ما درختی هستیم که هرگز از رشد نمی افتیم. حتی اگر چشم روشن بینی داشته باشیم و به دنیا واقعا همان گونه که هست نگاه کنیم، به وضوح متوجه می شویم که همه چیز در حال رشد و بزرگ شدن است. حتی خشک شدن برگ درخت ها در پاییز هم یک جور رشد و بلوغ است و در یک جمله می توان گفت که دنیا آفریده شده است تا رشد کند و از این چیزی که هست به چیزی کامل تر تبدیل گردد.
ما آدم ها هم در زندگی از این حادثه بی بهره نیستیم. ما نیز موجوداتی طالب رشد هستیم. یک آدم تنها و مجرد می تواند تا حد زیادی در عرصه های مختلف زندگی رشد کند. ادامه تحصیل دهد و به مدارج عالی تحصیلی برسد. یا به بدن خود برسد و زیباترین و سالم ترین بدن روی زمین را داشته باشد. همین طور می تواند در امور اقتصادی فعال شود و بیشترین ثروت ممکن را برای خود جمع کند. اما جنبه هایی از زندگی وجود دارد که به تنهایی نمی توان در آن حوزه ها رشد کرد و گسترش یافت. در بعضی از عرصه های زندگی حتما باید دو نفری قدم نهاد و به صورت مشترک در آن عرصه ها رشد کرد.
برای مثال احساس زیبا و متعالی پدر یا مادر شدن را فقط وقتی ازدواج می کنی می توانی دریابی. یک موجود تک و تنها که همیشه از ازدواج گریزان است و یا طالب پیوندهای موقتی است نمی تواند این حس باشکوه را دریابد. وقتی اتفاق پدر شدن یا مادر شدن رخ می دهد کل بدن انسان متحول می شود و خودش را برای این حادثه بزرگ و طلایی آماده می کند. تلاش برای بزرگ کردن موجودی ظریف و شکننده که بدون کمک والدین هیچ کاری از او برنمی آید یکی از زیباترین و باشکوه ترین تلاش هایی است که به یک باره دید انسان نسبت به زندگی را تغییر می دهد و بین نگاه یک دختر و پسر مجرد و یک زوج عیالوار تفاوتی عظیم را باعث می گردد.

,[categoriy]

ازدواج یک اتفاق دونفره است. دو نفری که باید از دو جنس مخالف باشند

وقتی ازدواج می کنیم حوزه های جدیدی از رشد و گسترش مقابل چشمان ما آشکار می گردد. ایثار و از خودگذشتگی، محبت بدون انتظار بازگشت، خوشحال شدن از شادی دیگری و شریک شدن در غم و اندوه شریک زندگی، پوست ترکاندن برای تغییر سطح درآمدی و مهارتی برای تامین مایحتاج زندگی مشترک و... همه و همه از جمله حوزه ها و عرصه های جدید و متفاوتی هستند که فقط با ازدواج کردن می توان این عرصه ها را دید و در آنها حضور یافت و رشد و گسترش روح و جسم و ذهن را در این حوزه ها تجربه کرد.
اما از سوی دیگر می بینیم که خیلی وقت ها شریک زندگی انسان نه تنها به رشد و تعالی و گسترش سطوح ذهنی و جسمی و روانی انسان کمک نمی کند، بلکه به صورت مانعی جدی و متعصب بر سر راه ظاهر می شود و با مانع تراشی های جورواجور و حتی بسیاری اوقات با تهدید و ارعاب و باج گیری و انواع شیوه های خشن سعی می کند حتی آرزوی رشد و پیشرفت را، لااقل در دو دهه اول ازدواج از شریک زندگی خود بگیرد. به زبان خیلی ساده فردی که در ایام مجردی می توانست به راحتی در حوزه های معمولی زندگی پیشرفت کند و به سطوح عالی تری دست یابد، بعد از متاهل شدن و ازدواج مجبور می شود از عادی ترین حقوق رشد و پیشرفت محروم شود و مانند یک اسیر منتظر بماند تا چه موقع اجازه آزادی مشروط او صادر شود. به روشنی مشخص است که این شکل ازدواج نه تنها راه حلی برای مشکل رشد و بلوغ فرد نیست بلکه خودش به عنوان یک مشکل و مساله جدید در مقابل دو شریک زندگی ظاهر می شود. بدیهی است که برای این حالت اتفاق ازدواج بدترین رخدادی است که می تواند رخ دهد. برعکس اگر ازدواج راه حلی باشد برای تداوم رشد و گسترش روانی، ذهنی، جسمی فرد در عرصه های قدیم و تازه، بدیهی است که استقبال از ازدواج یک ضرورت انکارناپذیر است.
مساله ای به عنوان کمبودزدایی
به نظر بسیاری آدم ها، دو نفر زمانی می توانند شریک مناسبی برای زندگی همدیگر باشند که بتوانند یکدیگر را کامل کنند. از قدیم یک زن و شوهر مناسب را شبیه دو نیمه شکسته کوزه ای می دانستند که وقتی کنار هم قرار گیرند یک کوزه یا گلدان یا آیینه سالم و بی نقص را ایجاد می کنند.
ازدواج اتفاقی است که رفع کمبودهای طرفین، وقتی کنار با هم باشند را قول می دهد. بنابراین می توان آن را راه حلی برای جبران نواقص و کاستی ها دانست.
اما همین انتظار کامل بودن فرد مقابل باعث می شود که بسیاری اوقات ازدواج به بدترین اتفاق زندگی یک فرد تبدیل شود.
برای مثال فرض کنید فردی ترسو و بزدل است و می خواهد همسری اختیار کند که از او شجاع تر باشد و بتواند در زندگی این نقص کمبود شجاعت او را جبران کند. حال فرض کنید شریک زندگی او به غلط و فقط برای این که جواب مثبت را بگیرد خود را شجاع ترین موجود روی زمین جا بزند. به نظر شما وقتی این پیوند شکل گرفت و آن دو زیر یک سقف رفتند و چند صباحی از زندگی مشترکشان گذشت، آیا دو موجود ترسو و بزدل در کنار هم می توانند زندگی موفقی داشته باشند؟ شریک جدید فقط می تواند ترس بیشتری را به فرد مقابلش منتقل کند و چگونه ممکن است فردی از این که نقص و کمبودهای زندگی اش نسبت به قبل بیشتر شود خوشحال تر باشد!؟ بدیهی است که این ازدواج حادثه موفقی نیست و اگر از هم گسسته نشود تا آخر عمر با ناراحتی و عذاب سپری خواهد شد.
وقتی دو نفر می خواهند با هم ازدواج کنند و طرف مقابل اصرار دارد که شریک زندگی اش حتما سواد کافی داشته باشد. از ثروت کافی برخوردار باشد. شغل دایم و قابل اعتمادی داشته باشد و از فساد اخلاقی مبرا باشد، طبیعی است که این شرایط همین طوری مطرح نمی شوند و فردی که این شرایط را طرح می کند در واقع به زبان بی زبانی دارد به شکلی کمبودها و کاستی های خودش را بیان می کند یا در خوش بینانه ترین حالت از این کمبودها و نواقص گریزان است. مثلا خودش ثروت دارد و نمی خواهد فردی فقیر و تنگدست به طمع ثروتش شریک زندگی اش شود و یا خودش در سطح بالاتری از سواد و دانش قرار دارد و نمی تواند فردی با نگاه محدود و قالبی و ساده را در زندگی به عنوان شریک تحمل کند.
حال اگر یکی از طرفین با فریب خودش را صاحب این کمالات و خصیصه ها نشان دهد و با حیله سعی کند قبل از ازدواج خودش را صاحب همه شرایط طرف مقابل بنمایاند و بعد از ازدواج، بنا بر اصل کار از کار گذشته و باید تسلیم شد، اصرار داشته باشد که شریک زندگی اش از شرط های خود کوتاه بیاید و آنها را نادیده بگیرد، این پدیده نه تنها ازدواج را به یک بازی فریبکارانه و نامیمون تبدیل می کند، بلکه از همان ابتدا سنگ یک بنای فریبکارانه را در زندگی مشترک بنا می گذارد و اگر مثبت بودن مجله موفقیت بیش از این اجازه پرداختن به این موضوع را ندهد باید گفت که این شکل ازدواج اصلا چیز خوبی نیست.
بله! این که با حادثه ازدواج باید دو نفر مکمل هم شوند و یکدیگر را کامل کنند، چیز خوبی است اما این که یکی از طرفین انتظار داشته باشد طرف مقابل حتما کاستی ها و خلاهای روحی و ذهنی یا مادی او را پر کند و اگر چنین نکند به درد نمی خورد، این انتظار باعث ایجاد مشکل جدیدتری به صورت احساس بد و ناخوشایند مورد سوء استفاده قرار گرفتن و حس بردگی و خواری و حقارت در فرد مقابل می گردد که نه تنها راه حل بودن اتفاق ازدواج را زیر سوال می برد بلکه برعکس به عنوان یک عامل مشکل آفرین مورد نفرت افراد مجرد و تنها نیز می شود.
حال با توجه به کمبود فضای مقاله اجازه دهید بحث را جمع کنیم و ادامه بررسی این نگاه متفاوت به حادثه ازدواج را به خودتان واگذار کنیم. به نظر شما به جز مشکلات و مسایل کلی که تا این جا عنوان و بررسی کردیم، اتفاق ازدواج وقتی قرار باشد راه حلی برای رفع مشکل و برطرف ساختن موانع و حل مسایل باشد، این مسایل و مشکلات و موانع چه چیزهای دیگری می توانند باشند؟
برای این که جواب این سوال را پیدا کنید لازم نیست زحمت زیادی بکشید. کافی است به زندگی های مشترک آدم های اطراف خود دقت کنید. از معجزه ازدواج وقتی خوب عمل می کند، شگفت زده خواهید شد.

دانستنیهای قبل از ازدواج -

ازدواج ایرانی...

ما را در سایت ازدواج ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان بازدید: 219 تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 9:57

صفحه بندی